شناختند و ساير اسرائيليان گفتند كه تورية را بعد از هرون هيچكس محفوظتر از عزير نداشت و در وقت بخت نصر آن كتاب ضايع شده است اگر تو در دعوى خود صادقى تورية را بخوان تا ما بنويسيم و عزير عليه السلام تورية را از بر خوانده آنجماعت به قيد كتابت در آوردند آنگاه توراتيكه بعضى از علماء بنى اسرائيل پنهان كرده بودند بدست ايشان افتاده هردو را باهم مقابله نمودند اصلا تفاوت ظاهر نگشت و يهود سالك طريق ضلالت گشته گفتند عزير پسر خداست و تعالى اللّه عما يقول الظالمون علوا كبيرا روايتست كه عزير در سن پنجاه سالگى فوت شده بود و چون زندگانى مجدد يافت اولاد او پيران معمر بودند و او نسبت بايشان در غايت جوانى مينمود عزير عليه السلام پنجاه سال ديگر در دار دنيا بسر برده بروضهء رضوان انتقال فرمود از غرايب آنكه او را برادرى بود عزر نام كه توامان متولد شده بودند و هردو به يك روز فوت گشتند و عمر عزير صد سال و مدت حيات عرز دو دويست سال بود چنانچه از سياق اين حكايت بوضوح مىپيوندد
ذكر شمهاى از حال زكريا و بيان ولادت مريم و يحيى سلام الله تعالى عليهم
محرران اخبار انبياء عظام مرقوم اقلام اهتمام گردانيدهاند كه زكريا بن ازان بن مسلم بن صدوق كه نسبش بسليمان بن داود مىپيوست در آن زمان پيغمبر و مقتدا و صاحب قربان بنى اسرائيل بود و پيوسته در مسجد اقصى بعبادت بارى سبحانه و تعالى قيام مينمود و آن جناب را پسر عمى بود موسوم بعمران بن ماثان و اين عمران پدر مريم است و او را دخترى ديگر بود از مريم بزرگتر اشياع نام كه در فراش زكريا عليه السلام مىغنود و منكوحه عمران راحنه بنت قافوذ مىگفتند و اين حنه در كبر سن و هنگام ياس از ولادت روزى در سايهء درختى نشسته بود ناگاه ديد كه مرغى بيضهء شكافته بچهاى بيرون آورد و او را از مشاهده اين صورت آرزوى توالد و تناسل در خاطر افتاده همان زمان حايض گشت و بعد از وقوع طهر حامله شده باتفاق عمران نذر كرد كه چون آن فرزند متولد گردد محرر باشد و معنى محرر آنست كه بشغل دنيا اشتغال ننمايد و همواره بعبادت ايزد تعالى و خدمت مسجد اقصى قيام فرمايد و بحسب اقتضاى قضا از حنه دخترى تولد نموده چون اناث را بواسطه عذرى كه دارند قابليت تحرير نيست عمران و حنه متفكر و متحير شدند پس وحى الهى جهة قبول آن دختر و جواز محرر بودن او بر زكريا نازلشد و عمران دختر خود را مريم نام نهاد و مريم بروايت اكثر مفسران بمعنى خادم است و بعضى از متأخرين گفتهاند كه لفظ مريم امة اللّه است يعنى كنيزك خدا القصه چون عمران مريم را به مسجد اقصى فرستاد احبار يهود را به تكفل و تعهد او رغبت بينهايت پيدا گشت زكرياء عليه السلام فرمود كه چون همشيره مريم در خانه من بسر ميبرد انسب آنست كه كفالت او به من حواله نمائيد و