تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
توبه من مقبول بارگاه افتد عجوزه گفت مرا مهلت ده تا به زيارت يكى از انبيا رفته حاجت ترا عرض نمايم و آنچه بر من ظاهر شود با تو بگويم آنگاه آن ضعيفه بسر قبر يوشع يا اليسع يا اشمويل على اختلاف الاقوال رفته و باداء نماز و عرض نياز قيام و اقدام نموده در خواب شد و آن پيغمبر را در خواب ديد كه با او ميگويد كه توبه طالوت وقتى مقبول مىافتد كه باده پسر خود بجهاد جباران رود و چندان حرب نمايد كه نخست اولاد او تمام در نظرش شهيد شوند و خود نيز دست از جنگ باز ندارد تا بدرجهء شهادت رسد و چون ضعيفه از خواب درآمده كيفيت واقعه را با طالوت در ميان نهاد طالوت اولاد خود را طلبيده و ايشان را با خود موافق ساخته بحرب كفار شتافت و جنگ ميكرد تا تمامى پسران او كشته شدند و خود نيز درجهء شهادت يافت مدت عمرش بروايت مؤلف تحفة الملكيه پنجاه و دو سال بود و زمان اقبال از دوازده سال تا چهل سال گفته‌اند ( و اللّه اعلم بحقيقت الاحوال )

ذكر داود النبى صلوات الله عليه

بعد از فوت اشمويل و شهادت طالوت بعنايت پادشاه ملك و ملكوت امر نبوت و ايالت بنى اسرائيل بر داود قرار گرفت و زبور كه فنون مواعظ و حكم در آن مزبور بود بر آن جناب نزول نمود و آوازه حسن صوت او بمسامع انس و جن و وحش و طير رسيده اصناف مخلوقات كمر اخلاص و محبتش بر ميان جان بستند و هرگاه داود عليه السلام زبور خواندى اجناس آدمى و پرى و دواب و بهايم و سباع و طيور در گرد او مجتمع گشتندى و چون تسبيح گفتى شجر و مدر با او اتفاق نمودندى و يكى ديگر از مواهب عليه و عطاياء سنيهء كه حضرت واهب العطيه بداود عليه السلام و التحية انعام فرمود آن بود كه آهن در دست حق پرستش مانند موم نرم شدى تا آن جناب بيدستيارى پتك و سندان بساختن ذره قيام مينمود و باوجود بسطت مملكت و استقلال در امر سلطنة وجه معاش اهل‌وعيال را از آن ممر بهم ميرسانيد و داود عليه السلام ايام حيات خود را منقسم به چهار قسم كرده بود روزى با علماء و اهل درس و فتوى صحبت داشته بنشر علوم پرداختى و روزى در ديوان حكم نشسته قطع و فصل مهمات برايا را مطمح نظر انور ساختى و روزى در محراب عبادت خلوت گزيده خاطر عاطر را بر اداى وظايف طاعات گماشتى و روزى با نسوان و اهل بيت خود صحبت داشتى و داود عليه السلام مدت چهل سال بامر نبوت و تقويت دين موسى عليه السلام اوقات فرخنده ساعات را صرف گردانيد و چون صد سال از عمر عزيزش بگذشت برياض جنت منزل گزيد

گفتار در بيان آنكه سبب ذلت و فتنه داود عليه السلام چه بود و ذكر بعضى از وقايع كه در آن اوان روى نمود

در بسيارى از كتب تاريخ و اخبار مرقوم اقلام صدق آثار گشته كه روزى داود در اثناء مناجات گفت يا رب در تورية خوانده‌ام كه انبياء سابق را بدرجات بلند رسانيده