گاوان را ميراندند تا به زمين بيت المقدس رسيد القصه چون چشم بنى اسرائيليان بر تابوت سكينه افتاد دل بر متابعت طالوت نهاده او را بر تخت سلطنت نشاندند و نام طالوت به اعتقاد صاحب معالم التنزيل شاول بود و بروايتى كه در روضة الصفا مسطور است شارك و طالوت جهة طول قامت به اين لقب ملقب گشته بود و او بروايت مؤلف تحفة الملكية بعد از فوت موسى به چهار صد و هشتاد و نه سال بامر سلطنت قيام نمود و چون زمام مهام ذريات يعقوب بقبضهء اقتدار طالوت درآمد بغزو حاكم فلسطين جالوت كه چند كرت لشگر بر سر بنى اسرائيل آورده مراسم قتل و غارت بتقديم رسانيده بود عازم شد و با هشتاد هزار نفر از يهود متوجه آنجانب گشته از آن جمله هفتاد و شش هزار از راه برگشتند و سبب آن بود كه در بيابانى كه تشنگى بر لشگر غلبه كرده بود طالوت با ايشان گفت كه چون به آب رسيديد زيادت از جرعهاى نياشاميد و آن هفتاد و شش هزار كس بعد از وصول بنهر اردن يا فلسطين على اختلاف القولين خلاف قول طالوت كرده هرچند آب بيشتر تجرع كردند تشنهتر گشتند لاجرم مراجعت نمودند چهار هزار نفر ديگر در مرافقت طالوت طى مسافت نموده و جالوت با صد هزار كس در برابر ايشان آمده و بنى اسرائيل افغان
( لا طاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ )
برآوردند و اكثر بصوب هزيمت شتافتند بلكه زياده از سيصد و سيزده كس كه مطابق عدد جيش است كسى نماند و ايشان از سبط يهودا با دوازده پسر يا هفت پسر داخل آن لشگر بودند در تاريخ طبرى مسطور است كه در وقتى كه طالوت متوجه حرب جالوت گشت اشمويل عليه السلام زرهى تسليم او كرده گفت اين جيبه بر قد هركس راست آيد كشنده جالوت خواهد بود و چون هردو لشگر نزديك بيك ديگر رسيدند طالوت فرمود تا ندا كردند كه هركس كه بر قتل جالوت اقدام نمايد ملك او را در ملك شريك ساخته دختر خود را باوى در سلك ازدواج كشد و چون داود عليه السلام كه بحسب سن و جثه خردترين اولاد ايشان بود اين ندا شنود با اخوان خويش گفت چرا شما بمقاتله جالوت نميرويد تا بشرف مصاهرت طالوت و شركت در امر سلطنت مشرف شويد ايشان در اين امر استبعاد نموده گفتند هيچكس را طاقت مقاومت با جالوت نيست داود گفت من مبارزت نمايم و او را بقتل رسانم آنگاه نزد طالوت رفته بقبول قتال با جالوت زبان گشاد طالوت آن جناب را حقير الجثه ديده گفت اين مهم مشكل كه بر دست تو تمشيت پذيرد داود گفت امتحان فرماى و طالوت زرهى را كه اشمويل عليه السلام تسليم او نموده بود حاضر ساخته چون آن جيبه بر قد آن جناب راست آمد طالوت دانست كه كشنده جالوت داود خواهد بود لاجرم او را بحرب جالوت تحريص فرمود و به ازدواج يكى از بنات خود و شركت در امر سلطنت وعده داد و فرمود تا اسب و صلاح مناسب آورده بداود تسليم نمودند آن جناب فرمود كه مرا به اين اشيا حاجت نيست و من با همين فلاخن كه در دست دارم با جالوت مقاتله خواهم كرد نقلست كه قبل از مقاتله طالوت و جالوت بعضى از علامات بر داود عليه شرايف التسليمات ظاهر گشته بود كه دلالت بر آن ميكرد كه جالوت بر دست