تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢

ذكر مغلوب شدن بنى اسرائيل و بيان ولادت و نبوت شمويل

در تاريخ طبرى مذكور است كه بعد از فوت اليسع بنى اسرائيل بسلوك طريق فسق و فساد اشتغال نمودند و احكام اوراق تورية را بر طاق نسيان نهادند و ابواب ظلم و عناد بر روى روزگار خود بگشودند بنابرآن مالك الملك على الاطلاق يكى از ملوك عمالقه را بر آن داشت كه از جانب مغرب لشگرى بر سر يهود كشيد و ايلاق كه در آن زمان حاكم اسرائيليان بود سپاهى يراق كرده با تابوت سكينه بمقاتلهء اهل بغض و كينه نامزد فرمود و اسرائيليان شكست يافته تابوت سكينه بدست دشمنان دين افتاد و چون اينخبر محنت اثر بايلاق رسيد از وفور غم و الم جسد او منشق شده روى بعالم آخرت نهاد لاجرم بنى اسرائيل بغايت خار و ذليل گشته مدت چهارصد و شصت سال در كمال پريشانى و اذلال روزگار ميگذرانيدند و در آن اوقات هر چندگاه پادشاهى بر ايشان استيلا مىيافت و اصناف ظلم و بيداد و انواع فتنه و فساد در ميان اين طايفه بوقوع مىانجاميد و در آن ايام صلحاء يهود همواره بتضرع و زارى از حضرت بارى پيغمبرى مرسل مسألت مينمودند تا باستظهار او بر اعداد معاندان غالب آيند و بالاخره تير دعاء آنجماعت بهدف اجابت رسيد در وقتى كه عالى نام امام مدبر بنى اسرائيل بود اشمويل عليه السلام متولد گشت باتفاق ائمه اخبار نسب آن پيغمبر بزرگوار بلاوى بن يعقوب عليه السلام مىپيوست اما در نام پدر عالى مقامش خلافست محمد بن جرير الطبرى گويد نام پدر اشمويل ريان بن علقمه بود و حمد اللّه مستوفى و زمره‌اى ديگر از مورخين اسم او را بلقانا گفته‌اند و مادر اشمويل عجوزهء بود عقيم مسماة بحنه و چنانچه در معالم التنزيل مسطور است پيوسته آن عجوزه از حضرت واهب العطايا ولدى رشيد ميطلبيد و در اواخر عمر مسالت او باجابت رسيده باشمويل حامله شد و چون در درج نبوت از صدف وجود او تولد نمود حنه گفت ( سمع اللّه دعائى ) و اين لفظ بلغت عبرى مرادف اشمويل است لاجرم آن جناب به اين اسم موسوم شد و چون مدت چهل سال از عمر اشمويل عليه السلام درگذشت بوصول مرتبه بلند رسالت مشرف گشت و بنى اسرائيل در غايت سرور و بهجت بوى گرويدند و بتجديد احكام شريعت موسوى پرداختند و از اشمويل عليه السلام التماس نمودند كه براى ما پادشاهى تعيين فرماى تا در ركاب او با جباران شام و كافران خون‌آشام جهاد و قتال كنيم و اشمويل بعد از آن‌كه يازده سال مقتداى بنى اسرائيل بود بموجب وحى سماوى طالوت را بسلطنت موسوم گردانيد و طالوت بمقاتله جالوت كه در آنزمان حاكم اهل طغيان بود رفته جالوت به زخم سنگ داود عليه السلام بقتل رسيد و طالوت مظفر و منصور مراجعت فرمود و مدت دعوت اشمويل بروايت امام محى السنه چهل سال و بقول طبرى سى سال و بعقيدهء حمد اللّه مستوفى دوازده سال بنابروايت اول عمر عزيزش هشتاد سال باشد و بقول ثانى هفتاد سال و بروايت ثالث پنجاه و دو سال ( و اللّه اعلم بحقايق الامور و الاحوال )