و التحية گذرانيد و بر حقيقت اسرار مذكوره مطلع گرديد آنجنابرا وداع فرموده بجانب بنى اسرائيل بازگشت و بقول اصح در آنوقت اسرائيليان ببليه تيه مبتلا بودند و روايتى آنقصه قبل از ابتلاء تيه بوقوع انجاميده ( و اللّه اعلم بحقايق الامور )
ذكر توجه موسى و بنى اسرائيل بجانب ديار شام و بيان بليه تيه و كشته شدن عوج بر دست موسى عليه السلام
بروايت بسيارى از علماء افادت مآب در روز هشتم از ماه آب فرمان رب الارباب بكليم اللّه رسيد كه با بنى اسرائيل ببلاد شام توجه نماى و اراضى مقدسه را از تصرف جباران و اهل ظلام انتزاع فرماى و جناب موسى بعد از عرض لشكر بجانب آن مملكت روان گشته چون قريب به مقصد نزول فرمود نقباء اسباط بنى اسرائيل را كه دوازده نفر بودند باستصواب قوم جهة تجسس به نواحى آن بلاد فرستاد و نقبا نزديك بدار الملك جباران شام رفته عوج بن عنق كه از غايت شهرت حاجت بتعريف ندارد و برايشان باز خورد و بنابر آنكه عوج شنوده بود كه سپاهى از مصر متوجه آن بلدهاند و گمان برد كه نقبا از آن طايفهاند فى الحال ايشان را برگرفته در آستين يا بغل نهاد و پيش پادشاه خويش برده بر زمين انداخت و گفت اى ملك اينجماعت از آن لشگراند كه بجنگ ما مىآيند و جبابره نخست قصد قتل نقبا نموده آخر الامر بمصلحت آنكه بنى اسرائيل را از طول قامت و ضخامت جثهء ايشان آگاه گردانند رخصت انصراف دادند و نقبا در راه با خود مقرر ساختند كه حديث عظم خلقت جباران را با قوم در ميان ننهند چون ببنى اسرائيل ملحق شدند دو نفر باخفاء آنصورت موفق شده ده تن ديگر كيفيت حال را با يهود تقرير كردند و ايشان از كمال خوف از امضاء آنعزيمت ابا نموده ميل مراجعت فرمودند هرچند موسى و هرون اسرائيليان را بنصرت و فيروزى اميدوار ساختند و يوشع و كالوب كه از جملهء نقباء دوازدهگانه بودند محاربهء جبابره را سهل و آسان فرا نمودند به جائى نرسيد و با موسى خطاب كردند
( فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ )
و موسى از عناد و لجاج قوم غضبناك شده گفت
( رَبِّ إِنِّي لا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَ أَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ الْقَوْمِ الْفاسِقِينَ )
بعد از آن موسى و هرون عليهما السلام بجانب اهل كفر و ظلام توجه فرمودند و بنى اسرائيل به طرف مصر بازگشته از صباح تا شب مسافت پيمودند اما پس از امعان نظر خود را در همان منزل يافتند روز ديگر بر عقب موسى شتافته از وقت طلوع آفتاب تا هنگام غروب راه رفتند ليكن فايدهء بر آن مترتب نگشت و بهيچوجه از آن بيابان كه در ميان فلسطين و ايله و اردن و مصر بود و طول آن دوازده فرسخ پى بدر نبردند لاجرم دل بر ابتلاء تيه نهاده از دغدغهء ارتحال خلاص شدند و چون موسى بديار جباران نزديك رسيد عوج بن عنق پيش آمد و كليم اللّه جستنى كرده سر عصا بر كعبش زد و عوج به همان زخم از پا