طول پيدا كرده در سر آن دلو ظاهر شدى و آب بالا آوردى و هرگاه موسى گرسنه شدى بهر ديواريكه به وى اشارت كردى طعام يكروزه از آنجا بيرون آمدى و اگر بوى خوش مطلوب بودى رايحهء مشك و عنبر از وى فاتح گشتى و چون جناب موسوى را رغبت ميوه شدى آن را بر زمين فرو بردى و آنچوب خشك نضارت پيدا كرده هر ثمرهء كه مرغوب بودى بار آوردى و اگر موسى قصد اعدا كردى آن را بر زمين افكندى ثعبانى شدى در غايت سواد و در دهان وى دوازده دندان بحدت سيف و سنان بنمودى و آتش از حلق وى جستى و چشمانش بسان برق بدرخشيدى و از منخرهء وى باد سموم بوزيدى و ما بين المنكبين او هشتاد ذراع بودى و بر اندام او مويها بسان خار مغيلان راست بايستادى و هرچند سنگ صلب در راه افتاده بودى از مضرت قوايمش درست نماندى و چون سر برافراشتى مثال مناره سياه در نظر آمدى و ضخامت جثهاش برابر اشترى بزرگ كوهان بودى و حضرت كبرياى سبحانى در ضمن آيات فرقانى در محال متعدده اشارت به آن عصا فرموده و كيفيت ثعبان شدنش را باز نموده و به غير آنچه مذكور شد از آن عصا خصايص نقل كردهاند و چون تفصيل جميع آنها موجب تطويل بود بر همين مقدار اختصار افتاد ( و اللّه الهادى الى سبيل الرشاد )
بيان چگونگى تابوت سكينه
چون بدايت غرابت تابوت سكينه در زمان بعثت موسى عليه السلام و التحية بوقوع انجاميده و در اثناء بيان حكايات آية بعضى از حالات آن مذكور خواهد گرديد درين مقام تحرير كيفيت ترتيب آن مناسب نمود ( و الاعانة من اللّه الودود ) در معالم التنزيل و بعضى كتب معتبره مسطور است كه چون آدم عليه السلام از روضات دار السلام بعالم محنت فرجام نزول فرمود حضرت واهب العطايا تابوتى كه سه گز طول داشت و دو گز عرض و از چوب شمشاد ساخته شده بود و صور جميع انبيا در آن موضوع بود بجهة اطمينان خاطر شريفش فرو فرستاد و تا آخر ايام حيات در حيطهء تصرف آدم بود و بعد از فوت خليفه اعظم بشيث ميراث رسيده بدين قياس از آباء بطريقهء توارث به اولاد منتقل ميشد تا بابراهيم عليه التحية و التسليم انتقال يافت و از خليل الرحمن باسمعيل كه اسن فرزندانش بود رسيد و پس از فوت اسمعيل پسرش قيدار آن را در تحت تصرف آورد و بنى اسحق آن را از قيدار طلبيده قيدار دست رد بر سينهء ملتمس ايشان نهاده و بين الجانبين غبار نزاع ارتفاع يافته آخر الامر شبى قيدار از هاتفى شنيد كه اين تابوت را به پسر عم خويش يعقوب تسليم نماى و قيدار تابوت را بر گردن نهاده بكنعان برده باسرائيل سپرد و همچنين از يعقوب عليه السلام به اولاد امجادش انتقال مييافت تا آنكه بدست موسى كليم اللّه افتاد و موسى در اواخر ايام زندگانى بمقتضاى وحى ربانى فرمود تا آندو لوح را كه در حين غضب بر زمين زده شكسته بود يا دو لوح ديگر كه بعد از آن كرامت شده بود و طشتى كه ملائكه قلوب انبياء