تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
كردند كه شخصى كه در هلاك قبطيان خواهد كوشيد و انتقام اسرائيليان از ايشان خواهد كشيد اين كودكست لاجرم فرعون قاصد قتل كليم اللّه گشت باز بسبب التماس آسيه از سر اين حركت درگذشت و امرأة فرعون جناب موسى را بفرزندى قبول كرده زنان شيردار از براى تعهد او حاضر كرد و موسى پستان هيچكس را در دهان نگرفت و خواهر موسى مريم كه جهة استخبار بدان‌جا آمده بود گفت من شما را باهل بيتى دلالت نمايم كه از عهده تكفل او بيرون آيد و آسيه براه‌نمائى مريم والده موسى را طلبيده آن غنچه گلبن رسالت را در كنارش نهاد و موسى فى الحال پستان او را بمكيد و آسيه موسى را به دو سپرده مقرر فرمود كه هفته يكنوبت او را بقصر سلطنت آورد و بعد از انقضاى يك يا دو سال روزى آسيه موسى را در كنار فرعون نهاده موسى ريش آن بدكيش را گرفته بكشيد چنانچه موئى چند بركنده شد و نايره خشم فرعون اشتعال يافته حكم بقتل موسى فرمود آسيه گفت اين حركت بنابر عدم خرد ازين كودك صادر گشت بفرماى تا يك طشت از ياقوت و ديگرى از اخگر افروخته حاضر سازند اگر موسى دست بياقوت برد در سياست او تأخير منماى و اگر به طرف اخگر دست دراز كند صدق سخن من بر تو روشن شود او را مقتول گردان و چون برين موجب عملنمودند جبرئيل امين دست موسى را بجانب آتش برد تا اخگرى برگرفت و به دهان رسانيد و زبان مباركش سوخته عقده پيدا كرد و فرعون از مقام انتقام گذشت مادر موسى او را به خانه برد چون كليم اللّه بسن رشد و تميز رسيد آسيه نوكران و خدمت‌كاران بملازمتش بازداشته جناب موسى در خانه حشمت و تجمل اوقات ميگذرانيد چنانچه مصريان او را پسر فرعون ميخواندند و موسى در سن سى سالگى باستصواب آسيه جميله‌اى را در حبالهء نكاح درآورده آن جناب را از آن منكوحه دو پسر در وجود آمد خرشون و تبيعا

حكايت هجرت موسى عليه السلام و رسيدن بصحبت خطيب الانبيا

به صحت پيوسته كه جناب موسى را بنابر مناسبت جبلى همواره خاطر عاطر برعايت جانب بنى اسرائيل راغب و مايل ميبود و پنهان از فرعون درباره اينطايفه مكرمت و التفات ميفرمود و در آن اثنا روزى كه تنها براهى ميگذشت ديد كه قبطى دست در اسرائيلى زده برو تعدى مينمايد نزديك بديشان رفته مشتى بر قبطى زد كه دست از اين شخص باز دارد و آن نابكار به مجرد يك مشت از پاى درافتاده روى بصدر جهنم نهاد و موسى از ارتكاب آن امر پشيمان شده به خانه مراجعت نمود و در آن روز هيچكس ندانست كه قبطى را كه كشت و روز ديگر موسى پيغمبر جهت استعلام اخبار خوفناك از منزل همايون بيرون آمد و همان اسرائيلى را با قبطى در زد و خورد ديد متوجه او شده گفت چه شوم كسى تو كه هر روز با ديگرى مخاصمت ميكنى اسرائيلى چون ضرب دست موسى را ديده بود و يافت كه بجانب او توجه مينمايد متوهم شده گفت ميخواهى كه مرا بكشى همچنانكه
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 83 | غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )