ايشان در آب رانده مجموع غريق بحر فنا شدند و بعد از هلاك فرعون و قبطيان واقعهء ميقات و نزول الواح و تورية و قصه بقره و رفتن موسى بجنگ جبابره و كشته شدن عوج و فرو رفتن قارون و تلاقى موسى و خضر و قضيه تيه بوقوع انجاميد و هرون در سنه ثلثين از حادثه تيه وفات يافت و موسى در سنه ثلاث و ثلثين برياض جنت شتافت مدت عمر عزيز كليم اللّه به اتفاق ارباب انتباه صد و بيست سال و شريعتش نسخ ملت ابراهيم عليهما السلام نمود -
( وَ هُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ )
گفتار در بيان شمهاى از طغيان فرعون و قبطيان شقاوت فرجام و ذكر كيفيت ولادت هارون و ماجراى ايشان
بروايت زمرهاى از ارباب تحقيق و اصحاب توفيق در ازمنه سابقه ملوك عمالقه را فرعون ميگفتهاند همچنانكه پادشاهان روم را قيصر ميخواندهاند و سلاطين حبشه را نجاشى و اول فراعنه مصر سنان بن علوان بن عبيد بن عوج بن عمليق بود و سنان آن كسيست كه دست تعدى بساره زوجهء ابراهيم خليل الرحمن دراز كرده بود و بالاخره از آن معصيت رجوع نمود و فرعون ثانى ريان بن الوليد است كه نسبش بعمر بن عمليق مىپيوست و او يوسف را عزيز مصر كرد و بوى ايمان آورد و فرعون ثالث قابوس بن مصعب بود كه در اواخر ايام حيات يوسف بر تخت سلطنت مصر صعود نمود و باحياى مراسم كفر و عصيان و اماتت لوازم اسلام و ايمان پرداخته ابواب ظلم و عناد بازگشود و چون بنى اسرائيل كيش و ملت او را نپذيرفتند در غضب شده ذل رقيت و غل عبوديت بر گردن ايشان نهاد و همواره آنطايفه را بارتكاب اعمال شاقه و افعال فوق الطاقه مأمور مىگردانيد و پس از آنكه قابوس رخت بزاويه هاويه كشيد برادرش كه وليد نام داشت و فرعون موسى عبارت ازوست رايت سلطنت افراشته بيشتر از برادر در ايذاء و اضرار ذريات يعقوب كوشيد و با آنكه رجال آنقوم را بندگى ميفرمود نسوانرا نيز بمطالبهء خراج ميرنجانيد و چون مدت پنجاه سال آنملعون كه از فرعون الهى بىبهره بود به تشييد مبانى ظلم و عناد و تمهيد قواعد كفر و فساد پرداخت جمعيتى ساخته زبان بدعوى الوهيت بگشاد و نداى
( أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى )
به گوش هوش صغير و كبير رسانيد و قبطيان كه متوطنان مصر بودند بقدم عبوديت پيشآمده احفاد اسباط از قبول آن امر ابا و امتناع فرمودند و فرعون اقوياى آنطايفه را به نقل احجار از جبال و امثال آن مهم دشوار بازداشت و ضعفا را فرمود كه مزدورى كرده اجرت عمل خود را هر روز قبل از غروب آفتاب بخزانه رسانند و در ايامى كه آن ملعون باهانت و تذليل بنى اسرائيل همت نامبارك صرف مينمود شبى در خوابديد كه آتشى از جانب ديار شام اشتعال يافته تمامت حصون و قلاع و بيوت و بقاع قبطيان را محترق گردانيد و اثر آن بقصر خاص او نيز رسيد و از هيبت آنواقعه هايله بر خود بلرزيد بيدار شد و باحضار كاهنان و معبران فرمانداده كيفيت خوابرا تقرير كرد و طلب تعبير نمود جواب گفتند كه غالبا شخصى از بنى