تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
به فضاى صحرا شتافتند و نظر ايشان برابر پاره‌اى افتاد از تاب آفتاب بسايه سحاب التجا بردند و آتشى از آن ابر بر مفارق گمراهان باران شده همه را خاكستر گردانيد و جمعى از ضعيفان اهل طغيان كه در شهر مانده بودند از استماع آواز صيحهء جبرئيل بنار جهنم پيوستند و شعيب و متابعانش كه هزار و هفتاد نفر بودند از شرر شر آنقوم بداختر نجات يافته هم در آن ديار رحل اقامت انداختند و باندك زمانى آن مكان را معمور و آبادان ساختند

ذكر موسى و هارون عليهما الصلاة و السلام

باتفاق مفسران دانش و رو مستخبران خبرت سير موسى پيغمبر در سلك انبياء اولو العزم منتظم بود و برادرش هارون نيز تاج و هاج رسالت بر سر نهاده جناب موسى را معاونت و معاضدت ميفرمود و بلغت عبرى آب را مو گويند و درخت راشى بشين معجمه و چون جناب موسوى را چنانچه مسطور خواهد گشت در حين طفوليت كنيزكان فرعون در ميان آب و درخت يافتند نامش را بر موشى قرار دادند و در كلام عرب شين منقوطه بسين مهمله مبدل گشت و لقب موسى كليم اللّه است اما هرون بلفظ عبرى سرخ و سفيد را گويند و چون هرون بدين دو صفت موصوف بود موسوم به اين اسم شد و لقب هارون وزير و امام و خليفه است و پدر اين دو پيغمبر عمران بن فاهث بن لاوى بن يعقوب بود و قيل عمران بن يصحر بن فاهث و ايضا نسب مادر موسى كه لوهام نام داشت بلاوى مىپيوست و هرون يكسال يا دو سال على الاختلاف الاقوال از موسى بزرگتر بود و موسى كليم عليه التحية و التسليم از مبادى ايام رضاع تا وقت هجرت از مصر در حجر تربيت آسيه امرأة فرعون بسر برده در كمال دولت و اقبال روزگار ميگذرانيد اما بنابر مناسبت جبلى بطريقه پنهانى رعايت جانب بنى اسرائيل كرده بخلاف رأى فرعون ضمنا بامر معروف و نهى منكر ميپرداخت و در آن اوقات بحمايت يكى از اسرائيليان قبطى را مشتى زد و آن شخص فى الحال افتاده روى به بئس المهاد نهاد و اينمعنى بر فرعون ظاهر گشته قصد موسى نمود و آن جناب از مصر هجرت كرده بمدين رفت و مدت ده سال در خدمت خطيب الانبيا زندگانى فرموده يكى از بنات مكرمات او را در حباله نكاح آورد و بعد از آن مراجعت كرده در وادى ايمن بدرجه ارجمند نبوت رسيد و بهدايت فرعون و قبطيان مبعوث گشت هرون در آن امر عظيم الشان با وى شريك و سهيم شد و در آن‌وقت بروايتى از سن شريف حضرت كليم چهل و نه سال و سى و هفت روز گذشته بود القصه چون موسى از وادى ايمن بمصر تشريف برد با هرون ملاقات نموده هردو برادر باتفاق يكديگر مدت بيست سال فرعون و اتباع او را بوحدانيت حق سبحانه و تعالى دعوت فرمودند و آيات باهره و معجزات ظاهره بديشان نمودند و پس از آنكه از ايمان فرعون و فرعونيان مأيوس گشتند با تمامى بنى اسرائيل از مصر بيرون رفته از رود نيل يا قلزم عبور كردند و فرعون با سپاه خود از عقب