آن ده گز بود از چوب آس و آدم عليه السلام در وقت هبوط از جنت آن را همراه آورده بود و شعيب عليه السلام را معلوم بود كه آنچوب نصيب يكى از انبياى بنى اسرائيل خواهد شد و كعب الاحبار گويد عصاى موسى از درخت عوسج بود و درخت عوسج اول شجرهايست كه بر جويبار نمو بالا كشيده و ( العلم عند اللّه تقدس و تعالى )
گفتار در بيان وصول موسى بوادى ايمن و بمرتبهء ارجمند نبوت و رسالت و فايز شدن
چون جناب موسى شعيب نبى عليه السلام را وداع فرمود و متوجه مصر گشته پنج روز مسافت پيمود شب ششم در وادى ايمن فرود آمد و در آن منزل ابرى سياه در فضاى هوا هويدا شده شدة برودت موسى و متعلقانش را دريافت و منكوحهء آن جناب هر چند سعى كرد كه آتشى برافروزد ميسر نشد و در آن اثنا در جانب طور سينا روشنائى به نظر كليم اللّه درآمده اصحاب را بتوقف امر كرد و خود بتصور وجدان آتش عصا بر گرفت و چون باد بدانجانب در اهتزاز آمد در روضة الصفا مسطور است كه از منزل موسى تا محلى كه سواد بصر فرخنده اثرش بر بياض آن روشنى محيط شد دوازده فرسخ بود و آن جناب بوسيلهء كمال نفسانى و قابليت روحانى آنمسافة را بطرفة العينى طى نموده چون نزديك بدان روشنى رسيد آتشى عظيم ديد كه از شاخ درخت سبز سر بكرهء اثير كشيده است و موسى هرچند اهتمام فرمود كه قدرى از آن آتش فراگيرد نتوانست لاجرم قصد مراجعت كرد مقارن آنحال آوازى شنيد كه ( يا موسى ) كليم اللّه كلمه لبيك بر زبان آورده بهر جانب كه نگريست هيچكس را نديد و آن ندا بتكرار انجاميده در كرت سوم موسى گفت تو چهكسى كه كلام تو ميشنوم و تو را نمىبينم خطاب رسيد كه
( إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ
و انا ربك يا موسى ) و كليم اللّه به سجده افتاده چون سر برآورد آوازى آمد كه پيشتر آى اى موسى كليم اللّه از غايت دهشت بجانب درخت روان شده بخلع نعلين مأمور گشت و در باب خلع نعلين و سبب آن اهل تفسير اقاويل مختلفه در سلك تحرير كشيدهاند كه ايراد آن لايق بسياق اين مختصر نيست القصه حق سبحانه و تعالى موسى را در وادى طور سينا مشمول نظر لطف و مكرمت گردانيده لباس نبوتش پوشانيده و آيات بينات و معجزات ظاهرات ارزانى داشته نخست پرسيد كه چيست در دست راست تو اى موسى كليم اللّه جواب داد
( هِيَ عَصايَ أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها وَ أَهُشُّ بِها عَلى غَنَمِي وَ لِيَ فِيها مَآرِبُ أُخْرى )
پس خطاب آمد كه عصا را بيفكن و موسى آن عصا را انداخت اژدهائى عظيم مهيب خلقت شد و موسى توهم نموده ندا رسيد كه مترس و او را بگير كه باز به صورت اصلى معاودت مىكند و كليم اللّه بآستين پشمين گردن اژدها بگرفت باز عصا شد بعد از آن قادر بيچون بمعجزهء واضحهء ديگر خاطر موسى پيغمبر را اطمينان