تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
الدّنيا و الآخرة « 1 » .

ذكر استخلاص مازندران و كرمان

چون دولت به جناب سلطان مقبل بود « 2 » ، با عدم جدّ و اجتهاد ساعت به ساعت از پردهء غيب امور خطير چهره مىگشاد . يكى كار مازندران بود . به وقت عزيمت سلطان به جناب ماوراءالنّهر در شهور سنهء ستّ و ستّمائة « 3 » شاه غازى كه از اولاد يزدجرد شهريار بود و از ملكهاى آبا و اجداد داخل مازندران بيش در دست او نمانده شخصى را در زىّ « 4 » سرهنگان بورضا نام بركشيد و تربيت كرد تا درجهء او عالى كرد و در ملك شريك او شد و همشيرهء خود را به حكم او كرد « 5 » و نفاذ حكمش از فرمان منوب نافذتر شد . طمع در اصالت پادشاهى كرد و مغافصة شاه غازى را در شكارگاه بكشت . همشيرهء شاه غازى كه در حكم او بود به قصاص برادر ، شوهر را به نكال عنيف « 6 » چون مردان بكشت . به وقت آنك منكلى از خدمت سلطان بازگشته بود و به جرجان رسيده اين خبر بشنيد و در ملك مازندران طمع كرد و آنجا رفت و در خزاين شاه غازى كه از شاهان قديم و ملوك كريم به ارث رسيده بود تصرّف نمود . و خطبهء « 7 » همشيرهء شاه كرد ؛ بدان رضا نداد و به خدمت سلطان رسولى فرستاد و خود را با جهاز ملك بر سلطان عرضه كرد « 8 » . سلطان نايبى را بفرستاد تا مازندران با تصرّف گيرد و آن عورت را بخواند . بر طمع زوجيّت سلطان به خوارزم رفت . او را نامزد اميرى از امراى خويش كرد . و بعد از يك سال آن ملك را به امين الدّين دهستان مفوّض كرد . و آن ملك كه با آلت و لشكر تحصيل آن ميسّر نبود مهيّا شد . و در سال ديگر كه شهور سنهء سبع « 9 » بود كرمان مسلّم شد .

ذكر استخلاص ماوراءالنّهر

چون سلطان را ارباع « 10 » خراسان از شوايب « 11 » مخالفان پاك شد و به كرّات ارباب ماوراءالنّهر از اعيان و مشاهير مكتوبات و مراسلات به خدمت او متواتر داشتند تا عزيمت بدان طرف مستخلص گرداند و ديار آن را از جور و ظلم ظلمهء ختائى مصفّى ، چه
هامش
( 1 ) - عافانا . . . خداوند بزرگ ما را ازاين‌گونه حوادث و از عذاب دنيا و آخرت مصون بدارد . ( 2 ) - يعنى چون خوشبختى به طرف سلطان روى آورده بود . ( 3 ) - سال 606 . ( 4 ) - زىّ : لباس . ( 5 ) - يعنى به ازدواج او درآورد . ( 6 ) - نكال عنيف : شكنجهء سخت . ( 7 ) - خطبه : خواستگارى . ( 8 ) - معنى جمله : به سلطان پيشنهاد ازدواج داد و اينكه جهازش حكومت مازندران باشد . ( 9 ) - سال 7 [ 60 ] . ( 10 ) - ارباع : جايها ، منزلها ، جمع ربع . ( 11 ) - شوايب : آلودگيها .