تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
نقش‌بندان وساوس شياطين امانى « 1 » ، نقوش تخيّلات بىطايل « 2 » شيطانى و تصاوير محالات بىحاصل نفسانى بر صحيفهء دماغ هريك نيرنگ زد و مشّاطگان « 3 » غرور انسانى عروسان حرص و شره « 4 » را بوى و رنگ داد تا لشكرى در مقدّمه به مرو روان كردند و محمّد خرنك را آنجا بنشاندند . و ايشان با لشكرى انبوه و نود سر فيل هريك مانند كوه بيامدند و ابتدا به طوس رسيدند و نهب « 5 » و غارت بسيار كردند و از آنجا به شادياخ رفتند در رجب سنهء سبع و تسعين « 6 » . و در شادياخ برادر سلطان ، محمدعلى شاه بود كه از عراق بازگشته بود و اركان ديگر . برادران سلاطين « 7 » بر رسم نظاره بر مدار باره طوفى مىكردند و در پيش شهر بايستادند . خلايق بسيار به مطالعهء لشكر بر برجى كه در مقابل ايشان بود بايستادند . برج بيفتاد . آن را به فال داشتند و هم در روز شهر را بگرفتند و غارت آغاز نهادند و شحنگان به سراىهاى زهّاد و عبّاد فرستادند تا كسى بدانجا زحمتى نرساند . و تا نيم روز به نهب مشغول بودند . بعد از آن منادى كردند تا لشكر دست از غارت بازكشيد و ضبط لشكر به غايتى بود كه هركس در آن حالت آنچ داشت بينداخت . و بعد از آنكه غارت‌ها جمع كردند هركس كه قماش خود مىشناخت بازمىدادند و غرض از آن غارت سياست بود . و لشكر خوارزم را با تاج الدّين عليشاه و اعيان مملكت سلطان و اركان را از شادياخ بيرون آوردند و بسيار نكال « 8 » و عقوبت كردند و با دار الملك « 9 » غور فرستادند . و هركس كه در كار ديوانى شروع داشته بود مصادره مىكردند . و تا جرجان و بسطام شحنگان فرستادند و در ضبط خويش آوردند . و از آنجا مراجعت كردند و ملك ضياء الدّين را در نشابور با لشكرى تمام بنشاندند و باز ديوار باره را معمور كردند . و غياث الدّين با هراة شد و شهاب الدّين به قصد تخريب رباع « 10 » و اقتلاع « 11 » قلاع ملاحده به جانب قهستان رفت و بعد از محاربت بر سبيل مصالحت ارباب جنابد « 12 » ايل شدند . قاضى تولك را به محافظت در آنجا نشاند و از آنجا با هراة رفت .
هامش
( 1 ) - امانى : آرزوها ، جمع امنيّه . ( 2 ) - بىطايل : بىفايده . ( 3 ) - مشّاطه : زن آرايشگر . ( 4 ) - شره : حرص . ( 5 ) - نهب : غارت كردن . ( 6 ) - سال 97 [ 5 ] . ( 7 ) - برادران سلاطين : تركيب وصفى است نه تركيب اضافى و به معنى برادرانى كه هر دو سلطان بودند به كار رفته است . منظور سلطان غياث الدّين و سلطان شهاب الدّين غورى است كه چنان كه بعدا معلوم مىشود هر دو در اين جنگ حاضر بوده‌اند . ( 8 ) - نكال : شكنجه . ( 9 ) - دار الملك : پايتخت . ( 10 ) - رباع : منزل‌ها ، جاىها ، جمع ربع . ( 11 ) - اقتلاع : از بيخ بركندن . ( 12 ) - جنابد : دهى است از نواحى نيشابور كه بدان جنابد گويند ( معجم البلدان ) ظاهرا گناباد امروزى .
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 407 | عطا ملك جوينى