اموال و ازعاج « 1 » اربز خان از اصفهان و اخراج عمّال خراج « 2 » او از ديوان برود شمرد و فرمود : « هرچند كه استحقاق جزاء او جز از نكال « 3 » و القاء درجات و بال « 4 » نيست ؛ امّا قضاى حقّ برادرش - اقچه « 5 » - كه به هيچوقت ازو بادرهء بد خدمتى صادر نشدست جان او ببخشيدم به قرار آنك مكافات بعضى عصيان خويش را يك سال مقيّد و محبوس باشد و بعد از آن بر ثغرى « 6 » از ثغور دار الحرب به كنار جند باقى عمر بگذراند . »
مقارن اين فتح خبر بشارت ظفر قاتربوقو بر سر « كنار درك « 7 » » در رسيد و الثّالث خبر ورود رسل دار الخلافه با تشريفات فاخر و صلات وافر بود و منشور سلطنت ممالك عراق و خراسان و تركستان . و چون انديشهء امورى كه بدان ملتفت بود از پيش برخاست و از ديوان عزيز فراغ دل حاصل گشت ، به قطع و حسم « 8 » ملاحده مايل شد و به پاى قلعهء قاهره كه سلطان ارسلان بن طغرل آن را گشاده - و بدان سبب به قلعهء ارسلانگشاى معروف شده - لشكر كشيد و مدّت چهار ماه به محاصرهء آن اشتغال نمود تا عاقبة الأمر بعد از اضطرار به مصالحه فوج فوج به شيب مىآمدند و به الموت مىرفت « 9 » تا تمامت ايشان با آنچ داشتند به سلامت برفتند .
و آن قلعهايست نزديك قزوين بر سرحدّ رودبار الموت ؛ به زمين نزديك و از آسمان دور و از حصانت مهجور و به مرد و ذخيره نامعمور « 10 » . سيّد صدر الدّين در زبدة التّواريخ « 11 » تعظيم كار سلطان را « 12 » در وصف آن مىگويد : « و هي قلعة حصينة به نيت
هامش
( 1 ) - ازعاج : از جاى بركندن ، بيرون كردن .
( 2 ) - عمّال خراج : كارگزاران امور ماليات .
( 3 ) - نكال : شكنجه .
( 4 ) - و بال : سختى ، شكنجه . معنى عبارت : هرچند جزاى او جز انواع شكنجه نيست . . .
( 5 ) - آقچه : به معنى سفيد رنگ است يعنى مايل به سفيدى چون قراچه و كوكچه و غيرهما در رنگها .
( مص )
( 6 ) - ثغر : مرز .
( 7 ) - تصحيح اين عبارت قياسى است و اصل عبارت متن در غالب نسخ مغشوش مىباشد . ( مص )
( 8 ) - حسم : بريدن .
( 9 ) - يعنى مىرفتند .
( 10 ) - معنى عبارت : « آن قلعهاى است نزديك قزوين در مرز رودبار الموت ؛ قلعهاى كه [ به خاطر كوتاهى و كمارتفاعى ] به زمين نزديك و از آسمان دور است و قلعهاى است بدون استحكام و از نظر افراد و ذخيرهء غذايى ناآباد » اين عبارت مقدارى مغشوش است . بايد توجّه داشت كه اين وصف جوينى مربوط به قلعهء « ارسلانگشاى » است نه قلعهء معروف و مستحكم الموت . هدف جوينى كوچك جلوه دادن كار سلطان در مقابل كار هولاكو است چنان كه از ما بعد برمىآيد .
( 11 ) - زبدة التّواريخ : يك نسخه از اين كتاب كه ظاهرا منحصر به فرد است در لندن در موزهء بريطانيّه موجود است . ( رجوع كنيد به ذيل فهرست عربى كتابخانهء مذكوره تأليف ريو ص 342 - 344 ) .
( 12 ) - يعنى سلطان ارسلان بن طغرل سلجوقى ظاهرا نه سلطان تكش زيرا زبدة التّواريخ در تاريخ سلجوقيه