سادسا قاضى احمد غفّارى صاحب تاريخ جهانآرا مؤلّف در سنهء 971 نيز اين كلمه را قطعا منكبرنى با نون مىخوانده است و در وجه تسميهء آن گويد « 1 » : « سلطان جلال الدّين بن سلطان قطب الدّين محمّد چون خالى بر بينى داشت به منكبرنى اشتهار يافت » يعنى چون مينگ به تركى به معنى خال و بورون به معنى بينى است ، و اين وجه تسميه هرچند به نظر بعيد مىنمايد چه ظاهرا منكبرنى نام اصلى سلطان جلال الدّين بوده است نه لقب او ولى در هر صورت مىرساند كه مؤرّخ مذكور اين كلمه را منكبرنى با نون تلفّظ مىكرده است .
علاوه بر قرائن مذكوره بسيارى از مستشرقين اروپا نيز اين كلمه را منكبرنى با نون خواندهاند ، از جمله فاضل مأسوف عليه كاترمر
Quatremere
در ترجمهء حال عطا ملك جوينى مؤلّف جهانگشاى در « كنوز مشرقيّه »
( Mines de lOrient )
سنهء 1809 ص 220 ان را منكبرنى
Mankbernyp
( كذا ! ) خوانده است و بدون شك حرف
P
در آخر كلمه سهو مطبعى است . ديگر اليوت
Elliot
در تاريخ هند كه به زبان انگليسى تأليف نموده است « 2 » ج 2 ص 549 آن را منكبرنى
Mankburni
خوانده است . ديگر فاضل مأسوف عليه ريو
Rieu
در فهرست نسخ فارسى موزهء بريطانيه ج 1 ص
a
161 : منگبرنى
Mangburni
ديگر راورتى
Raverty
در ترجمهء طبقات ناصرى به انگليسى ( فهرست اسماء الرّجال ص 51 ) : منگبرنى
Mang - Barni
ادوارد تماس
Edward Thomas
سكّهشناس انگليسى مقالهاى بهعنوان « مسكوكات ملوك غزنه » در روزنامهء انجمن هميونى آسيائى سال 1848 ص 267 - 386 منتشر نموده است « 3 » و در آنجا ص 383 - 384 سه عدد از مسكوكات سلطان جلال الدّين را كه در موزهء ديوان هند
India House
محفوظ است شرح مىدهد ( مسكوكات شمارهء 17 ، 18 ، 19 ، از ذيل
Supplement
مقالهء مذكوره ) و ما بين اين سه مسكوك فقط سكّهء شمارهء 17 كه تماس گويد منحصر به فرد است حاوى نام و لقب سلطان جلال الدّين است توأم با نام النّاصر لدين اللّه خليفهء عبّاسى معاصر و آن را تماس اينطور خوانده است :
هامش
( 1 ) - تاريخ جهانآرا نسخهء موزهء بريطانيّهOr . 141 , f . 100 b( 2 ) -Sir H . M . Elliot , History ot India , London , 1867 - 1872 , vol . II , p . 549 .( 3 ) -Edward Thomas , On the coins of the Kings of Ghazni , Journal of the Royal Asiatic Society , 1848 , pp . 267 - 386 .