صفحات 2 ، 36 ، 77 ( دو مرتبه ) ، 335 ، از اصل نسخهء پاريس « 1 » ( مطابق صفحات 2 ، 25 ، 55 ، 247 از متن مطبوعى كه مسيو هوداس
Houdas
در سنهء 1891 از روى نسخهء پاريس به طبع رسانيده است ) . و در همهء اين مواضع در كمال صراحت و وضوح اين كلمه « منكبرنى » با نون به ضبط فوق نوشته شده است .
ثانيا خود جهانگشاى كه مؤلّف آن زمان سلطان جلال الدّين را در اوايل عمر دريافته بوده و آباء و اجداد وى همه از ملازمان خوارزمشاهيّه بودهاند و جدّ وى شمس الدّين محمّد مستوفى ديوان سلطان جلال الدّين بوده است ( مقدّمهء مصحّح ج 1 ص 20 و نسوى ص 195 ) ، جهانگشاى چنان كه در مقدّمه مذكور شد در حدود سنهء 650 - 658 يعنى بيست الى سى سال بعد از وفات سلطان جلال الدّين ( 628 ) تأليف شده و يك نسخهء معتبر قديمى از آن ( نسخهء آ ) كه در سنهء 689 استنساخ شده در كتابخانهء ملّى پاريس موجود و اساس طبع اين كتاب است . اين كلمه گويا فقط يكمرتبه در جهانگشاى بيش ذكر نشده ( ج 2 ص 165 س 19 ) و چنان كه در حاشيهء آنجا متعرّض شديم در نسخهء مذكوره اين كلمه در كمال وضوح « منكبرنى » با نون به ضبط فوق مسطور است .
ثالثا در معجم البلدان ياقوت كه در حدود سنهء 621 - 624 يعنى در حيات سلطان جلال الدّين تأليف شده دو مرتبه ظاهرا ذكرى از اين كلمه شده است يكى در ذيل « آذربيجان » و ديگر در ذيل « تفليس » و در هر دو موضع در طبع ووستنفيلد « منكبرنى » با نون به ضبط مذكور چاپ شده است با نسخهبدلهاى منكرنى ، منكرفى و غيره ، و بدبختانه نسخهء قديمى از اين كتاب در محلّ دسترس راقم سطور نيست .
رابعا در طبقات ناصرى كه در سنهء 658 تأليف شده اين كلمه بيشتر از ده مرتبه ذكر شده است و در اغلب نسخ قديمهء آن كتاب در لندن و پاريس كه اينجانب تتبّع نموده همه جا « منكبرنى » با نون به ضبط مذكور نوشته شده است .
خامسا در كتاب مسالك الأبصار فى ممالك الأمصار لابن فضل اللّه الدّمشقى المتوفّى سنة 749 در ج 23 از نسخهء كتابخانهء ملّى پاريس « 2 » كه ظاهرا در حياة مصنّف استنساخ شده در ورق
a
77 در كمال وضوح اين كلمه « منكبرنى » با نون به ضبط مذكور مسطور است .
هامش
( 1 ) - به عكس طريقهء معموله در كليّهء نسخ خطّى در اين نسخه صفحات را عدد گذاردهاند نه اوراق را اينست كه ما در طىّ حواشى سابقه و آتيه همه جا حواله به صفحات اين نسخه دادهايم نه اوراق آن .
( 2 ) -Arabe 2328 .