تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 566

مساهمون:

ص٥٦٦
مىنشست . امير ارغون اين حال عرضه داشته بود . فرمان شد تا باز وضع قوبجور كنند و مستظهران را از پانصد دينار و به نسبت تا درويشى را يك دينار بريده كنند تا به اخراجات وافى شود . برين جملت كار پيش گرفتند و در كار احصا مبالغت و استقصاى تمام مىنمودند . و امير ارغون به ابتدا به گرجستان رفت و سبب آنك دواود ملك پسر قيز ملك در آنجا ياغى بود و هولاكو از مغول و مسلمان لشكرى بزرگ آنجا فرستاده ، امير ارغون با خواصّ خويش و جمعى مردم از تفليس متوجّه آن طرف شد . و لشكرها از جوانب به يكديگر رسيدند و بسيار از گرجيان بكشتند و اسير گرفتند . و امير ارغون بازگشت و در اواخر رمضان سنهء سبع و خمسين و ستّمائة « 1 » وقت متوجّه پادشاه به جانب شام به مقام تبريز به خدمت پادشاه رسيد و احوال گرجستان عرضه داشت . لشكرى از مغول تعيين فرمود و حشر تومانات عراق و ايل گرجستان به مصلحت آن نامزد و تمامت آن لشكر در اهتمام امير ارغون فرمود . چون او باز به تفليس رسيد داود ملك بزرگ نيز سبب مطالبت بقاياى مال‌ها عاصى شده بود و ربقهء طاعت از سر بر كشيده .

ذكر احوال شرف الدّين خوارزمى

حاكم محكمهء ردّ من ردّ لا لعلّة و قبل من قبل لا لعلّة « 2 » وقت تكوين ارواح طايفه‌اى را در سلك سعدا كشيده است و زمره‌اى را بر طويلهء « 3 » اشقيا بسته و السّعيد سعيد فى الأزل و الشّقىّ شقىّ لم يزل « 4 » . و چون ارواح به قالب پيوست و در قلوب سرشته شد و به واسطهء تناسل و توالد هركس در زمانى معيّن بر مقتضاى تقدير به فضاى ظهور آمدند و از آشيانهء علوى بدين آستانهء سفلى هابط شدند ، آن‌كس كه لباس وجود او به طراز سعادت مطرّزست آثار خير از افعال و اقوال او بىآنكه او را در آن باب به زيادت تكلّفى احتياج افتد صادرست و ديگرى كه به داغ شقاوت موسوم است مناسب آن حركات و سكنات ازو بادر . و مصدّق اين معنى لفظ در بار پيغمبرست صلّى اللّه عليه و سلّم : من النّاس ناس جعل مفتاح الخير بيده و من النّاس ناس جعل مفتاح الشّرّ بيده « 5 » و ايضاح
هامش
( 1 ) - سال 657 . ( 2 ) - ردّ . . . آن را كه رد كرد بىعلّت رد كرد ، و آن را كه پذيرفت بىعلّت پذيرفت . ( 3 ) - طويله : ريسمان . ( 4 ) - السّعيد . . . سعادتمند از ازل سعادتمند است و بدبخت همواره بدبخت است . ( 5 ) - من . . . از مردم گروهى كليد خير به دستشان نهاده شده و گروهى كليد شرّ به دستشان داده شده است .
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 566 | عطا ملك جوينى