تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 557

مساهمون:

ص٥٥٧
نيز از تبريز روان شد به مقام اردو « 1 » برسيد . يك‌دو نوبت يارغوها رفت و تفحّص احوال او كردند . چون 4 صدق اقوال امير ارغون از كذب او ظاهر شد و بيّنهء او بر بطلان حجّت خصم قاهر آمد جوهر منكفولاد نرم‌آهن گشت و آب مراد او آسن « 2 » و امير ارغون از عون بارىتعالى غالب . و بعد ما كه يك‌چندى در آن مقام توقّف افتاد با نجاح « 3 » مقاصد اجازت مراجعت يافت . و چون امير ارغون از سبب وحشتى كه آثار آن ظاهر مىشد به نفس خويش به حضرت بيكى و منكو « 4 » قاآن متوجّه نمىتوانست شد ملك ناصر الدّين على ملك را كه از اعيان ملوك بود و از قبل بيكى شريك و نوكار امير ارغون و خواجه سراج الدّين شجاعى را هم كه هم ازين جهت بتيكچى بود با تحف و هدايا به حضرت بيكى و منكو قاآن روان گردانيد و عذر تخلّف تمهيد كرد . نظام الدّين شاه را كه بعد از شرف الدّين از قبل قوسقون « 5 » باتو بتيكچى بود بدان حضرت روان كرد . او خود هم در اردو گذشته شد . و امير ارغون مراجعت نمود . چون به حدود الماليغ نزديك ييسو « 6 » رسيد يك‌دو ماه سبب خطبهء « 7 » دخترى كه از يكى از امراء حضرت كرده بود توقّف كرد . و خواجه فخر الدّين و منكفولاد در مقدّمه روان شدند و كاتب اين حرف‌ها در مصاحبت امير ارغون بماند . چون از آنجا روان شد باز آنك « 8 » زمان زمستان بود و دشت و كوه همه از برف يكسان و شدّت سرما اعضا از حركت بازداشته به مدّت سيزده روز از آنجا به مرو آمد . و اميرحسين و صاحب الدّيوان را كه قائم‌مقام گذاشته بود به فرمان با تو به درگاه او رفته غايب بودند . بعد از يك‌چندى خواجه نجم الدّين على جيلابادى از حضرت باتو برسيد و جهت الغ‌بتيكچى از آن قوسقون يرليغ آورد و ايلچيان بزرگ مصاحب او جهت تقرير آن . و چون ايلچيان به استدعاى امير ارغون و اعيان و اشراف برسيدند ناقو و خواجه نجم الدّين را در خراسان قائم‌مقام خويش نصب كرد و به خويشتن عازم قوريلتاى
هامش
( 1 ) - به احتمال قوى مقصود اردوى اغول‌غايمش همسر كيوك خان و دو پسرش خواجه و ناقو و وزيرش جينقاى است ، زيرا در فترت بين وفات كيوك و جلوس منكو ( 644 - 649 ) حكومت بلاد مغول با اغول‌غايمش و ساير مذكورين بود و اين اردو واقع بود در حدود ايميل و قوناق ( ج 1 ص 305 به بعد ) ( 2 ) - آسن : آب متغيّرشده از نظر رنگ و مزه . ( 3 ) - نجاح : كاميابى ، برآمدن حاجت . ( 4 ) - منظور اردوى سرقويتىبيكى و منكو قاآن است كه در حدود قراقورم بوده است در فترت بين كيوك خان و منكو قاآن . ( مص ) ( 5 ) - به احتمال قوى صواب « قوشقون » باشد به معنى قوشون ؛ چنان كه در نسخهء ز نيز آمده است . ( مص ) ( 6 ) - منظور « ييسو » پسر جغتاى است . ( 7 ) - خطبه : خواستگارى . ( 8 ) - باز آنك : با آنكه .
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 557 | عطا ملك جوينى