تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 554

مساهمون:

ص٥٥٤
بسيار كرد و به خدمت پادشاه‌زادگان همچنين درخور و مقدار هريك به تحف و هدايا تقرّب جست و بر اركان و اعيان حضرت بر مثال سحاب سجال « 1 » اموال ريزان . و چون از مصالح مدّ « 2 » فراغت حاصل شد روى به عرض مهمّات و مصالح آورد . و به ابتدا پايزه‌ها و يرليغها كه پادشاه‌زادگان داده بودند و امير ارغون از اصحاب آن بازگرفته در مجمعى كه حضور همه پادشاه‌زادگان بود عرضه كرد . از تمامت خدمات ديگر موقع آن زيادت بود و اثر آن خدمت بيشتر . كيوك خان سيورغاميشى كرد و ممالكى كه در تصرّف او بود برو مقرّر داشت و پايزهء سر شير « 3 » و يرليغ داد و تمامت امور ملوك و اصحاب به امير ارغون حوالت كرد و آن جماعت كسى را يرليغ و پايزه نداد . و هيچ‌كس را خود از ولاة و ملوك و متصرّفان به خدمت او راه نبود مگر از ختاى و ماوراءالنّهر صاحب يلواج و پسرش را و از بلاد غربى امير ارغون را . و چون شرف الدّين گذشته بود خواجه فخر الدّين بهشتى را كه هرچند مولد و منشأ او خوارزم بود امّا اشتهار او بدين نسبت حقيقت آن حال بود كه شاعر گويد :
ادعى بأسماء نبزا فى قبائلها * كأنّ اسماء اضحت بعض اسمائى « 4 »
و او مردى خيّر و سليم‌دل بود . به اسم الغ‌بتيكچى موسوم گردانيد . به وقت مراجعت از حضرت ، امير ارغون از ملازمان خويش هريك را كه بودند برحسب مطلوب و مقصود كار او بساخت و به اشغال خطير و اعمال كبير بر اندازه و مقدار نامزد گردانيد و ملتمس هريك ازيشان ساخته تا تمامت ولاة « 5 » بر ولاء او متّفق گشتند و بر ثناى او منطبق شدند و به خوشدلى و غبطت « 6 » عزم مراجعت در خدمت او به امضا رسانيدند . و امير ارغون در راه دست درياوش چون باران نيسان « 7 » گشاده گردانيد و تمامت بلاد تركستان و ماوراءالنّهر مغمور « 8 » احسان او شدند و به آوازهء بذل و سخاء او دلهاى اجانب به جناب او ميلان كرد . و در مقدّمه به اعلام معاودت به خراسان و آن ممالك رسولان فرستاد . تمامت آن مواضع و بلاد به استقبال او روان شدند و در مقام مرو مجتمع گشتند . و امير ارغون با ملوك و امرا و اصحاب در تاريخ . . . « 9 » به ارزنقاباد مرو نزول كرد و چند روز در
هامش
( 1 ) - سجال : جمع سجل ، دلو بزرگ و با آب ، احسان فراوان . ( 2 ) - مدّ : هديه ، تحفه . ( 3 ) - پايزهء سرشير : رجوع كنيد به مقدّمه ج 1 ص 21 . ( 4 ) - ادعى . . . مرا در قبيلهء اسماء به نام او بدنام ساخته‌اند ، گويى اسماء يكى از اسامى من گرديده است . ( از ابو محمد خازن در مدح صاحب بن عبّاد ) ( 5 ) - ولاة : واليان . ( 6 ) - غبطت : شادمانى . ( 7 ) - نيسان : هفتمين ماه رومى برابر با ارديبهشت . ( 8 ) - مغمور : فراگرفته شده . ( 9 ) - مرحوم قزوينى ذيل جاى خالى مرقوم نموده‌اند : « واقعهء متن قبل از سنهء 647 و نيز قبل از وفات