منشى فتحنامهاى در آن باب انشا كردست ؛ نسخهء آن نقل كرده شد :
و النّسخة هذه
سپاس و حمد و ثنا آفريدگار را - جلّ ذكره و علا - كه ظفر و نصرت را با رأى دولتزاى و رايات مملكتافزاى ما هم عنان گردانيدست و تأييد و قدرت را قرين نهضات « 1 » ميمون و عزمات همايون كرده . به نهضى « 2 » كشورى در تصرّف و تدبير بندگان دولت - ادامها اللّه - مىآيد ، و به ركضى « 3 » لشكرى مأسور « 4 » قهر و مأمور فرمان مىشود ،
هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَ أَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ
« 5 » ، تا رايات ظفر نگار نصرت پيكار ما - حفّها اللّه بالنّصر « 6 » - بر حدود ممالك ارمن خفقان يافته است و حوالى شهر اخلاط را مدّت هشت ماه مركز ساخته . آيات وعد و وعيد بر جماعت مخالفان دولت به كرّات خوانديم و مقدّمات انذار و تحذير از براى الزام حجّت و اقامت بيّنت به دفعات تقديم فرمود تا باشد كه راه سلامت خويش به ديدهء بصيرت بينند و از رهگذر عواصف « 7 » قهر و صواعق سخط « 8 » كه كوه طاقت آن ندارد برخيزند و از تلاطم امواج خشم حشم جهانگير با جودى « 9 » طاعت و عبوديّت گريزند و به استغفار و استيمان پيش آيند و در بگشايند . به هيچ وجه درين مدّت مديد دعاى اللّهمّ اهد قومى فإنّهم لا يعلمون « 10 » را اجابتى پيدا نگشت . جماعت مخالفان روز به روز بر غوايت « 11 » و ضلالت مصرّتر مىبودند ع :
لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولًا
« 12 » . لشكرى بسيار از ديار بكر و سواحل فرات و بلاد مصر و شام و بعضى از بلاد شرقى و طوايف تراكمه و اتراك در آن شهر ازدحام نموده و من كلّ اوب و وجهة « 13 » فرق مختلف فراهم آمده و بر قوّت بازو و حصانت بارو و كثرت استعداد از چرخ و ناوك و منجنيق و نفط و جرّهاى ثقيل اعتماد نموده . و الحقّ بروج آن با فلك البروج « 14 » در مبارات « 15 » آمده و خندق آن به قعر و عمق از پشت گاو ماهى اخبار كرده . تأثيرات و تأثّرات
هامش
( 1 ) - نهضات : حركتها ، قصدها .
( 2 ) - نهض : حمله ، خشم گرفتن .
( 3 ) - ركض : تاختن .
( 4 ) - مأسور : اسير .
( 5 ) - هذا . . . اين بخشايش پروردگار من است تا مرا بيازمايد كه سپاسگزارم يا ناسپاس . ( نمل 27 / 40 )
( 6 ) - خدا او را با پيروزى فروپوشاناد .
( 7 ) - عواصف : بادهاى سخت ، جمع عاصفه .
( 8 ) - سخط : خشم گرفتن .
( 9 ) - جودى : نام كوهى كه گويند كشتى نوح بر آن قرار گرفت .
( 10 ) - اللّهم . . . خداوندا ، قوم مرا هدايت كن ! چرا كه آنان نمىدانند .
( 11 ) - غوايت : گمراهى .
( 12 ) - ليقضى . . . تا آن كار كه خدا مقرّر داشته بود واقع گردد . ( انفال 8 / 44 )
( 13 ) - من . . . از هر سو و جهتى .
( 14 ) - فلك البروج : فلك هشتم است كه صور فلكى حمل و ثور و جوزا و . . . بر آن است .
( 15 ) - مبارات : رقابت ، برابرى .