تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
ولايتى از اهالى بومى آن ولايت جمع مىكرده‌اند : « و از ممالك حشر خواست و متوجّه سمرقند شد » ( ص 435 ، 443 ، 449 ) . - « از رعايا و ارباب حرف بعضى را به حشر بردند و قومى را جهت حرفت و صناعت » ( ج 1 ص 174 ) . - « جوانان خجند را به حشر آنجا راندند و از جانب اترار و بخارا و سمرقند و قصبها و ديه‌هاى ديگر كه مستخلص شده بود مدد مىآوردند تا پنجاه هزار مرد حشرى و بيست هزار مغول آنجا جمع گشت » ( ج 1 ص 178 ) . - « و مؤن حشر و چريك و اثقال و زوايد عوارضات از آنجا مرتفع كرد » . - « بعد از احصاى جماجم ، فتيان و شبّان را به حشر بخارا تعيين كردند » ( ج 1 ص 185 ) . و امثلهء آن در جهانگشاى بسيار است ، انورى در فتنهء غزّ گويد :
آخر ايران كه ازو بودى فردوس به رشك * وقف خواهد بد تا حشر بر اين شوم حشر
حشو و بارز : چنان كه از فقرات ذيل معلوم مىشود از اصطلاحات مستوفيان است و عجالة به واسطهء فقدان وسايل در پاريس تحقق مفهوم اصطلاحى اين دو كلمه ميسّر نشد : « آنچ از اقاصى و ادانى مملكت مىرسيد بىاثبات مستوفى و مشرف مىبخشيد و خطّ نسخ در مجموع حكايات گذشته چون به نسبت صادرات افعال او حشو مىنمود مىكشيد و بر بارز روايات سلف كه سر به سر سهو بود ترقين مىنهاد » ( ص 260 ) . - « و هنگام مقابلت و مقاتلت صفوف سر به سر حشو باشند و هيچ‌كدام به ميدان مبارزت بارز نشوند » ( ج 1 ص 133 ) . حضرة : پايتخت و دربار سلطنتى ( ص 420 ) ، و استعمال حضرة به معنى پايتخت در مصنّفات قدما از عربى و فارسى جدّا معمول بوده است . براى بعضى شواهد ديگر رجوع كنيد به ترجمهء حال مسعود سعد سلمان تأليف راقم سطور و ترجمهء پرفسور براون در روزنامهء انجمن هميونى آسيائى سال 1905 ص 103 . خرجى : متعارفى و معمولى و عمومى ، در مقابل « خاصّ » : « كسوت‌هاى خاصّ و خرجى » ( ص 487 ) و اين استعمال اكنون نيز معمول است . خيل و خيول : مصنّف اين دو كلمه را غالبا در ردف يكديگر استعمال مىكند : « از اترار تحويل كند و با خيل و خيول و حمل و جمل با نسا انتقال كند » ( ص 433 ) . - « لشكر او مستظهر و خيل و خيول بيشتر شد » ( ص 439 ) ، و گويا مراد از خيول همه جا اسبان و از خيل سواران است به قرينهء اين عبارت در ص 451 : « از . . . صهيل خيول و نعرهء خيلان و گردان گوش زمانه كر شد » . دادبك و اميرداد و ميرداد : گويا وظيفه‌اى بوده است معادل با رئيس قضاة يا چيزى