تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
اى دل مى و معشوق بكن در باقى * سالوس رها كن و مكن زرّاقى گر پيرو احمدى خورى جام شراب * زان حوض كه مرتضاش باشد ساقى
برزيدن - ورزيدن ( ص 383 ) . بعد ما كه : به معنى بعد از آنكه ، بسيار مكرّر ، رجوع به مقدّمهء ج 1 ص 90 . بقور : جمع بقر يا بقرة ( 153 - 186 ) در كتب لغت معتبره به نظر نرسيد . بنوى : پى و اساس ديوار ظاهرا ، مرادف بنوره و بنه : « چون بنوى دين نبى قوى شد » ( ص 503 ) ، - « و با بىنوائى كار بنوى راه نوا را آهنگ كشيدند » ( ص 513 ) . ( براى توضيح بيشتر به صفحهء 503 مراجعه كنيد . / شارح ) بى از آنك : به معنى بىآنكه و بدون آنكه ( 529 ) ، - ابو حنيفهء اسكافى گويد :
بى از آن كامد از او هيچ خطا از كم‌وبيش * سيزده سال كشيد او ستم دهر ذميم
يعنى بىآنكه آمد ازو هيچ خطا . پاى داشتن : انتظار كشيدن و درنگ كردن : « و پاى آن نداشت كه ايشان چه گويند ، بر نشست تا به خانه رسيد » ( ص 543 ) . پاى برداشتن : فرار كردن و گريختن : « من نجا برأسه فقد ربح را كار بست و . . . پاى برداشت و به شب پشت فرا داد » ( ج 1 ص 175 ) . پايكارى : رعيّتى و نوكرى در مقابل اميرى : « آن‌كس كه روزى اميرى كرده باشد باز پايكارى چون كند » ( ص 536 ) . پسر : « پسر » مطلق در تضاعيف جهانگشاى غالبا مقصود از آن شاهزاده است يعنى كسى كه از اعقاب چنگيز خان باشد و « پسران » مرادف شاهزادگان است . پسرينه : جنس پسر در مقابل مردينه و عورتينه : « و آنچ پسرينه بودند از فرزندان سلطان هرچند خرد بودند بكشتند » ( ص 366 - 368 - 417 - 522 ) . رجوع نيز به مردينه و عورتينه . تحريص : با صاد مهمله به معنى ترغيب و تحريك : « تحريض و تحريص از دار الخلافه بودست » ( ص 437 ) . در كتب لغت معتبره به نظر نرسيد . تصنيف ، اختراع : « و آن [ كمربند ] استعمال و تصنيف كوركوز بود » يعنى اختراع كوركوز بود ( ص 544 ) . تنگ ، هم تنگ : هم وزن و هم سنگ ، و تحت اللّفظى به معنى عديل يعنى هريك از
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 361 | عطا ملك جوينى