4 - بى از آنك : يعنى « بىآنكه » و « بدون آنكه » ، مثال : « يا خود بى از آنك دست در ميان آرد جام زهر مذاق را بر دست مىنهد » يعنى بىآنكه ( آ صفحه 529 ) . و در نسخ جديده اين كلمه را به « بىآنكه » تصحيح كردهاند .
5 - تركيب « بعد ما كه » : يعنى « بعد از آنكه » ، مثال : « بعد ما كه او را تحف بسيار با لقب كوچلك خانى هديه داد مانند تير از كمان سخت بجست » يعنى بعد از آنكه ( ص 154 - 91 - 165 ) . - « تمهيد عذر بعد ما كه خدمت و اخلاص تبليغ كرده باشى به جاى آر » ( ص 58 س 5 - 6 ) . - « و بعد ما كه آن ناحيت از شرّ دشمنان پاك شد . . . به وقت انصراف مرضى كه از عفونت هوا تولّد كرده بود زيادت شد » . و نظاير آن در تضاعيف اين كتاب جدّا بسيار است « 1 » و اين تركيب در بسيارى از كتب قديمه و دواوين شعرا نيز ديده مىشود انورى گويد :
بعد ما كاندر لگدكوب زمانه چند سال * بخت شورم حنجرى كردست و دَوْرش خنجرى
خِير خِيرم كرد صاحب تهمت اندر هجو بلخ * تا همىگويند كافر نعمت آمد انورى
6 - سبب : بدون باء جارّه به جاى « به سبب » ، مثال : « اكنون سبب تهمت يكديگر و معايب اخلاق ديگر چنين خويش را خوار و خلق كردهاند » يعنى به سبب تهمت يكديگر ( ص 167 ) . - و نظاير آن نيز در اين كتاب جدّا بسيار است « 2 » و در نسخ جديده همه جا اين كلمه را به « به سبب » تصحيح كردهاند .
7 - حالت : به معنى مرگ و وفات ، مثال : « ايلچيان متواتر كردند كه آوازهء حالت چنگز خان در اطراف گيتى شايع شد » ، يعنى آوازهء وفات چنگز خان ( ص 245 ) . - « كشتكين كشتن او را حيات خود دانست . . . و بعد از حالت او به دلى فارغ به عمارت و زراعت اشتغال داشت » يعنى بعد از قتل او ( ص 233 ) . - « بعد از وقوع حالت او [ يعنى اوكتاى ] منكو قاآن بر چه سان بناء عدل بعد از انحراف ممهّد گردانيد » يعنى بعد از وفات او ( ص 243 ) . - « با تو . . . چون به الاقماق رسيد حالت
هامش
( 1 ) - از جمله رجوع كنيد به ص 42 س 4 - 5 ، ص 57 س 14 - 15 ، ص 124 س 14 - 15 ، ص 157 س 1 - 3 ، ص 191 س 19 - 20 ، ص 201 س 10 - 11 ، ص 215 س 6 ، ص 218 س 7 - 9 ، ص 230 س 2 - 4 .
( 2 ) - از جمله رجوع كنيد به ص 33 س 16 - 17 ، ص 38 س 18 - 19 ، ص 119 س 17 ، ص 135 س 16 ، ص 138 س 20 ، ص 229 س 10 و 12 ( شمارههاى اين دو پاورقى مطابق متن مرحوم قزوينى است ) .