ملحون است . رسم الخطّ اين نسخه به كلّى جديد و تقريبا هيچ خصايص املائى در آن يافت نمىشود جز تفكيك بين اجزاء كلمات در صورت وقوع آنها در اواخر سطور و ضيق مكان براى كتابت تمام كلمه « 1 » چون : برنجيد - ندى ( ورق
b
185 ) ، حا - لتى ، فر - ستاد ( ور
a
75 ) ، جما - عتى را ( ور
b
75 ) ، بنز - ديك ( ور
b
124 ) ، و غيرها . اين نسخه ما بين جلد اوّل و دوّم جهانگشاى در كتابت فصل ننموده و هر دو را به يكديگر متّصل نوشته و آن دو را معا جلد اوّل فرض كرده است و در آخر جلد دوّم حاليّه نوشته ( ور
a
144 ) : « تمام شد مجلّد اوّل از جهانگشاى جوينى و للّه الحمد الخ » « 2 » .
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد به شمارهء 11 از خصايص آ ص 76 .
( 2 ) - مأسوف عليه دسون مؤلّف تاريخ كبير مغول در چهار جلد به زبان فرانسه( Histoire des Mongols depuis Tchinguiz Khan jusqu'a . . . Tamerlan , par le baron d'Ohsson , Amsterdam , 1834 - 1852 )در تأليف آن كتاب فقط اين نسخه را در دست داشته چنان كه از وصفى كه از نسخهء خود مىكند با ملاحظهء آنكه در آن تاريخ جز اين نسخه و شايد نسخهء آ در كتابخانهء ملّى پاريس بيش نبوده واضح مىشود ، و همچنين مأسوف عليه كاترمر در ترجمهء حال مصنّف در « كنوز مشرقيّه » ( ص 220 - 234 ) به تصريح خود فقط همين نسخه را در دست داشته است ، و همين است منشأ آنكه ايشان هر دو فرض كردهاند كه جهانگشاى دو جلد است و جلد اوّل و دوّم حاليّه را ( به طبق اين نسخه ) جلد اوّل فرض كردهاند و جلد سوّم حاليّه را جلد دوّم ، و براى راقم سطور تاكنون به طور قطع معلوم نشده است كه فىالواقع جهانگشاى منقسم به سه جلد بوده است يا به دو جلد چه از طرفى غالب نسخ جهانگشاى موجوده در عالم منقسم به سه جلد است ( رجوع كنيد به مقالهء پرفسور برون در روزنامهء انجمن هميونى آسيائىJ . R . A . Sسال 1904 ص 27 - 43 كه در آنجا 14 نسخه از نسخ جهانگشاى محفوظه در كتابخانههاى معروف اروپا را وصف و با يكديگر مقايسه نموده است ) . و از جمله نسخ سبعهء كتابخانهء ملّى پاريس كه من خود در تصحيح جهانگشاى به كار بردهام نسخ آ ب ج ز كه همه نسخ بسيار قديم مىباشند به خصوص آ كه فقط هشت سال بعد از وفات مصنّف استنساخ شده همه در آخر جلد دوّم نوشتهاند « تمام شد مجلّد دوّم از تاريخ جهانگشاى جوينى » ، و آ ب ج ( ز جلد اوّل را ندارد ) در آخر جلد اوّل نوشتهاند « تمام شد مجلّد اوّل از تاريخ جهانگشاى جوينى » ، و ز در عنوان جلد سوّم نوشته « المجلّد الثّالث » . از طرف ديگر از بعضى قراين و آثار ديگر ظاهرا چنين برمىآيد كه جهانگشاى دو جلد بوده است نه سه جلد و جلد اوّل و دوّم كنونى يك مجلّد محسوب مىشده است و جلد سوّم كنونى مجلّد ديگر ، از جمله مصنّف در مقدّمهء جلد سوّم بعد از افتتاح ديباچه گويد : « چون در مجلّد پيشينه احوال خروج چنگز خان و استيلاى او بر اقاليم و جلوس قاآن و كيوك خان و كيفيّت وقايعى كه در عهد ايشان بود به حسب معرفت مسطور شد و احوال سلاطين خوارزم و غير ايشان از طرف نشينان بر اندازهء وقوف از ابتداى كار تا انتهاى روزگار هريك مذكور گشت اكنون درين مجلّد ديگر ذكر جلوس پادشاه جهن منكو قاآن . . . ياد كرده مىشود » و چون وقايع مشاراليها كه مصنّف گويد در « مجلّد پيشينه » مذكور شد عبارت است از مجموع وقايع هر دو مجلّد اوّل و ثانى پس اين عبارت تقريبا صريح است در اينكه جلد اوّل و دوّم حاليّه در نظر مصنّف يك مجلّد ( « مجلّد پيشينه » ) محسوب مىشده است و جلد سوّم حاليّه « مجلّد ديگر » . ديگر آنكه مصنّف در ابتداى جلد سوّم مثل اينكه شروع در كتاب جديدى مىكند ديباچهء منعقد ساخته و افتتاح به حمد و صلاة و غير ذلك مىنمايد و حال آنكه در ابتداى جلد دوّم اصلا حمد و صلاة و