تحريف در آن ننموده است و از اين حيث اين رساله را تا آنجا كه راجع به اصل تاريخ سلجوقيّه است نسخهء دوّمى از راحة الصّدور مىتوان محسوب نمود « 1 » . و مندرجات اين رساله در ترتيب ابواب و فصول همه جا قدم به قدم با راحة الصّدور مطابق است تا حكايت جنگ سلطان طغرل آخرين سلجوقيّه با سلطان تكش خوارزمشاه و كشته شدن طغرل و انقراض سلجوقيّه واقع در ورق 261 سطر آخر از اين رساله مطابق با ورق
b
145 سطر اوّل از اصل راحة الصّدور . و در اينجا در اين رساله فجأة مطلب قطع مىشود و ناسخ به واسطهء يك سهو غريبى از اختصار راحة الصّدور يكمرتبه مىجهد به جلد دوّم از جهانگشاى جوينى در وسط تاريخ سلطان محمّد خوارزمشاه . و ابتداى عبارت جهانگشاى اين جمله است ( نسخهء ج ورق 261 س آخر ) : « از ندماى سلطان از فردوس سمرقندى كه مطربهاى بود برحسب حال رباعى درخواست » و مطابق است با نسخهء آ صفحه 414 . و از اينجا تا آخر نسخهء ج تمام امتداد همين فصل جهانگشاى است و منتهى مىشود به آخر فصل جهانگشاى معنون به « ذكر احوال خرميل بعد از مراجعت سلطان » ( نسخهء آ صفحه 421 به آخر ) و هيچ ربطى به راحة الصّدور و تاريخ سلجوقيّه ندارد . و واضح است كه اين خلط از ناسخ است نه از مختصر ، امّا خود راحة الصّدور از اين موضع رشتهء حكايت را به سوق طبيعى خود امتداد داده و قتل سلطان طغرل و انقراض سلجوقيه را مبسوطا شرح مىدهد پس از آن به فصولى چند در آداب منادمت و شطرنج و نرد و خطّ و غيرها كتاب را ختم مىنمايد .
دوّم - العراضة فى الحكاية السّلجوقيّة لمحمّد بن محمّد بن محمّد بن عبد اللّه بن النّظام الحسينى اليزدى المتوفّى سنة 743 « 2 » وزير سلطان ابو سعيد بهادر خان آخرين پادشاه مغول ايران ( سنهء 717 - 736 ) كه راحة الصّدور را در حدود سنهء 711 « 3 » در سلطنت اولجايتو از اوّل تا به آخر تلخيص نموده و ديباچه و خاتمهء آن را با ساير حشو و زوايد حذف نموده ولى از طرف ديگر اصل عبارت راحة الصّدور را كه در نهايت سلاست و روانى است به عبارتى مصنوع و مسجّع مشحون به استعارات و تشبيهات از طراز وصّاف
هامش
( 1 ) - در اين رساله ما بين صفحه 260 و 261 يك يا دو ورق افتاده است و اين افتاده مطابق است با صفحهa143 س 3 - صفحه 144 س 11 از اصل راحة الصّدور ، و ابتداى جملهء ساقطه اين كلمات است : « دزمارى و امير بار الخ » و آخر آن اين كلمات : « تا ظن نبرى كه كس مرا يارى كرد شمشير » .
( 2 ) - رجوع كنيد به ديباچهء تركى العراضة طبع زوسهايم ص 26 و به ديباچهء آلمانى همان كتاب صXXVI.
( 3 ) - رجوع كنيد به ديباچهء تركى كتاب مذكور ص 18 و به ديباچهء آلمانى آن صXIX.