چه در اين طريقه حال اضافت و توصيف با حال تنكير و خطاب همه به يك نهج نوشته مىشود چون : خانهء من ( اضافت ) ، خانهء بزرگ ( توصيف ) ، خانهء [ ى ] بزرگ ( تنكير ) ، تو در خانهء [ ى ] ( خطاب ) ، و واضح است كه تأديهء معانى مختلفه به صورت واحده و تعبير از تلفّظات متفاوته به يك علامت مشتركه قطعا مستلزم ابهام و التباس است « 1 » .
5 - در اضافه يا وصف كلمات مختومه به الف در اين نسخه فقط سه طريقه معمول است اوّل ، اظهار كسرهء اضافت يا توصيف بر همزه چون : مقتضاء فضيلت ، جنگهاء سخت ، استيلاء اشرار ، و نحو ذلك و اين طريقه در اين نسخه اغلبيّت دارد . دوّم ، اظهار كسرهء اضافت يا توصيف بر ياء چون : احصاى كشتگان ، حكمهاى سخت ، و نحو ذلك و اين طريقه نسبة نادر است . سوّم ، عدم وضع علامتى مطلقا در كتابت چون علا الدّين ، بهاء الدّين ، و غيرهما و اين اندر وجوه است .
6 - در اضافه يا وصف كلمات مختومه به واو ما قبل مضموم كسرهء اضافت را غالبا بر همزه اظهار مىنمايد به رسم بسيارى از نسخ قديمه چون : بازوء اسلام ( ورق
b
128 ) ، گيسوء زنان ( ور
b
198 ) ، اردوء خود ( ور
a
51 ) ، ابروء كمان شكلش ( ور
b
52 ) ، و نادرا بر ياء به رسم معمول چون : زانوى ادب ، به اردوى خود ( ور
a
51 ) ، و نحو ذلك .
7 - در اضافه يا وصف كلمات مختومه به ياء غالبا همزهاى فوق ياء مىگذارد چنان كه در هندوستان اكنون معمول است چون : باقئ تجمّلات ، به فراخى نعمت ، اهالئ شهر ، قاضئ ممالك ، شكارى بسيار ، و هكذا .
8 - همزهء بعد از الف زائده را در كلمات مانند : قائم و دائم و نحوهما در اين نسخهگاه به صورت ياء مىنويسد چون : قايم ، دايم ، طاير ، و گاه ( و اين خالى از غرابت نيست ) به صورت ياء و همزه معا چون : فضايل ، عزايم ، طوايف ، دايما ، سائل ، عايد ، و هكذا .
* * * اما شرح سه رسالهء ديگر غير جهانگشاى كه در آخر اين نسخه ملحق است از قرار تفصيل ذيل است مرتّبا :
هامش
( 1 ) - مثلا در اين عبارت « هفتهء ديگر خواهم آمد » معلوم نيست مراد كاتب هفتهء آينده است ( توصيف ) ، يا هفتهء [ ى ] ديگر يعنى يكى از هفتههاى آينده ( تنكير ) . و همچنين خانهء بزرگ و پردهء سفيد و پشتهء بلند و نحو ذلك كه در جميع اين گونه موارد حال توصيف به حال تنكير مشتبه مىشود با فقدان قرينهء حاليّه . و در اين اواخر بعضى اين طريقه را تعميم داده ياء نسبت را نيز به مشاكلت ياء تنكير و خطاب در كتابت حذف كنند چون ملّا حسين بشرويهء ( تلفّظ : بشرويهاى ) ، و ميرزا محمّد رضاى قمشهء ( قمشهاى ) ، و آبادهء كمرهء و نحو ذلك ، و اين ركيكتر از ساير صور متقدّمه است .