تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
قديمه در آن مجتمع است . در طريقهء 2 ، 4 ، 5 ، 10 ، 12 ، 13 ، از خصايص آ بعينه مانند نسخهء آ است ، و در طريقهء 9 ، 11 ، 14 به رسم جديد است ، و بعضى املاهاى مخصوص به خود نيز دارد از قرار ذيل : 1 - تقريبا به طور كلّى جميع ذالهاى فارسى را ذال با نقطه نوشته است . 2 - مانند نسخهء ب « كه » را بدون استثنا « كى » با ياء نوشته است . ( رجوع كنيد به شمارهء 3 از خصايص آ و ب ص 74 و 78 ) . 3 - در كلمات مانند رفته‌ام ، بنده‌ام ، رفته‌ايم ، بنده‌ايم ، رفته‌ايد ، بنده‌ايد ، رفته‌اند ، بنده‌اند رفته است ، بنده است ، به طور عموم ( به استثناى بسيار قليلى ) الفات « ام » و « ايم » و « ايد » و « اند » و « است » را حذف مىنمايد و به جاى آن همزهء فوق هاء مخفيّه مىگذارد بدين صورت : رفتهءم ، بندهءم ، رفتهءيم ، بندهءيم ، رفتهءيد ، بندهءيد ، رفتهءند ، بندهءند ، رفتهءست ، بندهءست . 4 - تقريبا بدون استثنا ياء تنكير و ياء خطاب و نحو آن را بعد از هاء مخفيّه « 1 » بر خلاف آنچه الآن مشهور است در كتابت ظاهر مىسازد چون : خانهءى ، هفتهءى ، قبيلهءى ، تو آمدهءى ، تو رفتهءى ، و نحو ذلك كه اكنون خانهء ، آمدهء الخ مىنويسند به حذف ياء در كتابت ، و در اين فقره بسيارى از نسخ قديمهء ديگر غير جهانگشاى نيز با اين نسخه اشتراك دارند « 2 » . و چه خوب مىشد اگر اين طريقهء قديمه مجدّدا معمول مىگرديد چه اوّلا يائى كه در تلفّظ ثابت است به چه دليل بايد در كتابت حذف شود ، ثانيا حذف ياء در طريقهء معموله بسيارى از اوقات چنان كه هركس حسّ كرده است باعث التباس مىشود
هامش
( 1 ) - اعمّ از هاء مخفيّهء واقعى در كلمات فارسى چون خانه و هفته يا تاء تأنيث عربى كه در بعضى موارد در طىّ زبان فارسى به طور هاء مخفيّه استعمال مىشود چون طايفه و قبيله و كبيره و صغيره و نحو ذلك . ( 2 ) - از جمله كتاب المعجم فى معايير اشعار العجم نسخهء قديمى ( بدون تاريخ ) موزهء بريطانيّه كه دائما در حال تنكير « - ه ى » يا « - هء ى » و در حال خطاب « - ه اى » استعمال مىكند و اين املا در طبع كتاب مذكور به اهتمام پرفسور برون و راقم سطور محفوظ داشته شده است ، مثال حال تنكير : بيوه‌ى ( ص 2 ) ، شرذمهء ( ص 4 ) ، مؤامرهء ( ص 6 ) ، مقدّمه‌ى ( ص 8 ) ، كلمه‌ى ( ص 11 ) ، سرمايه‌ى ( ص 140 ) ، و هكذا . حال خطاب : حوالت كرده‌اى ( ص 8 ) ، هركجا ذكر او بود تو كه‌اى ، جمله تسليم كن به دو تو چه‌اى ( ص 218 ) ، ورنه تو چنين سخت كمان نيز نه‌اى ( ص 219 ) . و همچنين در كتاب تذكرة الأولياء شيخ عطّار طبع نيكلسون احيانا در حال خطاب « - هء ى » استعمال مىكند : اى مسكين تو در همه عمر خذاى را جنين بندهء بوذهءى ( ص 99 ) ، بس قادر نئى كه ملك‌الموت را از خود دفع كنى ( ص 101 ) ، اين مالها نه از وجه نيكو به دست آورده‌اى ( ص 111 ) ، تو بارى كه‌اى كه اين دامنت گرفته است ( ص 114 ) . و همچنين در كتاب راحة الصّدور آتى الذّكر نسخهء كتابخانهء ملّى پاريس و ترجمهء تفسير طبرى نسخهء ايضا و غير ذلك من النّسخ .