را مجرى داشتيم كما هو المتعارف فى عصرنا .
7 - مدّى را كه اكنون فوق الفات مسبوقه به همزه گذارند چون : آن و آورد و آوازه و قرآن ، على السّواء گاه اثبات و گاه حذف مىنمايد ، و ما تعميما للقاعده مطلقا اثبات مىنمائيم به رسم حاليّه .
8 - همزهء بعد از الف زائده را در كلمات مانند : قائم و دائم و عشائر و فضائل و نحوها هرگز به صورت همزه نمىنويسد بل يا به صورت ياء مىنويسد يعنى : قايم ، دايم ، عشاير ، فضايل ، و يا بدون هيچ نقطه و هيچ علامتى يعنى : قائم ، دائم ، عشائر ، فضائل ، و ما اين نوع كلمات را در طىّ عبارات عربى مطلقا به صورت همزه مىنويسيم جريا على القاعدة و در طىّ عبارات فارسى اغلب به صورت ياء چون : بايع و بدايع و طايفه ، و گاه به صورت همزه چون : زاويهء قائمه و مصائب وارده و نحو ذلك برحسب اختلاف تلفّظ غالب در ايران در اين قبيل كلمات .
9 - كلمات مانند : گوئى و درشت خوئى و جدائى و ابقائى و نحو ذلك را كه اكنون با همزه نويسند در اين نسخه هرگز به صورت همزه ننوشته است بل مانند شمارهء ( 8 ) يا به صورت ياء مىنويسد بدين هيئت : كويى ، درشت خويى ، جدايى ، ابقايى ، و ما دفعا للالتباس و تعميما للقاعدة اين نوع كلمات را مطلقا به صورت همزه مىنويسيم به رسم حاليّه .
10 - در صيغ افعال مسبوقه به « مى » چون : مىكرد يا مىكند در اين نسخه تقريبا بدون استثنا « مى » را از ما بعد منفصل مىنويسد يعنى مىكرد و مىكند ، و در رسم الخطّ حاليّه اتّصال و انفصال على السّواء معمول است ، و ما در طبع مطلقا انفصال را محفوظ داشتيم الّا ما زاغ عنه البصر .
11 - در صورت وقوع كلمات در اواخر سطور و ضيق مكان بسيارى از اوقات ما بين اجزاء كلمات تفكيك مىنمايد چون : مهند - سان ( ور
a
54 ، كه « مهند » را در آخر سطر سابق و « سان » را در اوّل سطر لاحق نوشته است ) ، و نامو - جود ، و خا - تون ( ور
a
55 ) ، و - سلطانشاه ( ور
b
67 ) ، و خرا - سان ( ور
a
76 ) ، و منا - شير ، و مرا - جعت ( ور
a
83 ) و غير ذلك ، و در رسم الخطّ جديد اين طريقه مهجور است ولى چه خوب مىشد و اسباب سهولت مىگرديد اگر مجدّدا اين طريقهء قديمه معمول مىگشت چنان كه فعلا در جميع خطوط اهل اروپا معمول است .
12 - كلمات مانند : آنكه ، بلكه ، زيرا كه ، هركه ، چنان كه ، چندانكه ، چندانچه ، هرچه ،