و ماوراءالنّهر از بلاد فارسى زبان ذالهاى فارسى را در آن ازمنه هنوز حقيقة ذال معجمه تلفّظ مىكردهاند نه آنكه بنا بر يك قاعدهء شعرى يا يك مواضعهء رسم الخطّى مانند الحاق واو به كلمهء عمر و يا الف بعد از واو جمع مثلا چنان كه بعضى توهّم كردهاند فقط در كتابت ذال با نقطه مىنوشتهاند ولى در تلفّظ دال مهمله مىخواندهاند . لكن تلفّظ ايشان به ذال چگونه بوده شبيه به ذال عربى يا زاى عربى يا صوت مخصوص ديگرى درست معلوم نيست ولى ظاهرا اشبه اشياء بوده است به ذال عربى به دلايل عديده كه خوض در آن از حوصلهء اين ديباچه بيرون است از جمله آنكه جميع اين نوع كلمات را كه مشتمل بر ذال فارسى بوده و از قديم در كلمات عربى داخل شده . عرب ذال معجمهء فارسى را دائما و در جميع موارد به ذال معجمهء عربى تعريب يا تعبير كرده است مانند استاذ و باذام و زمرّذ و بسّذ و جهبذ و شوذر ( چادر ) و شاذروان و غيرها در اسماء اجناس ، و همذان و بغداذ و قباذ و خرداذبه و غيرها در اسماء اعلام . و اگرنه آن بودى كه ايرانيان اين حرف را مانند ذال معجمهء عربى يا اشبه اشياء بدان تلفّظ مىكردهاند نه به دال مهمله كه تلفّظ كنونى ايران است اين تعريب به ذال معجمه دليلى نداشتى چه خود دال مهمله بر زبان عرب ثقيل نيست و در كلام عرب بىشمار است و علّت مخصوص ديگرى نيز تصوّر نمىتوان كرد براى اينكه عرب دائما و در جميع مواقع دال مهمله را به ذال معجمه تعريب نمايد .
برويم بر سر مطلب : چون بناى طبع كتاب چنان كه گفتيم بر اين نسخه است و چون در اين نسخه جميع ذالهاى فارسى به استثناى بسيار قليلى دال مهمله نوشته شده است به طرز حاليّه ما نيز تعميما للقاعده جميع ذالهاى فارسى را در طبع دال مهمله نوشتيم .
2 - به طور كلّى ( به استثناى بسيار قليلى « 1 » ) ب و قبل ما و ژ و گ فارسى را مانند ب و ج و ز و ك عربى مىنويسد و در كتابت ما بين آنها هيچ فرقى نمىگذارد ، استثنا : پاك ، چشمه ، پر ، ژرف ( ورق
a
55 ) ، پر ، پريد ، پرى ( ور
b
25 ) ، پران ( ور
a
27 ) ، قراچه ( نام شخصى ، ور
b
37 ) ، قباچه ( نام شخصى ، ور
a
98 ) ، اوچه ( نام شهرى در سند ، ور
a
98 ) ، دژم ( ور
a
92 ) و نحو ذلك ، و ما در طبع دفعا للالتباس همه جا باء و جيم و زاء و كاف فارسى را پ ، قبل ما ، ژ ، گ مىنويسيم به طرز حاليّه .
3 - « كه » موصوله را كه در غالب نسخ قديمه « كى » با ياء مىنويسند در اين نسخه على السّواء گاه « كه » با هاء مخفيّه مىنويسد به رسم حاليّه و گاه « كى » به رسم قديم : هر
هامش
( 1 ) - اين استثنا فقط در پ و قبل ما و ژ ديده شده است كه ندرة به رسم حاليّه با سه نقطه مىنويسد ولى كاف فارسى را هرگز ديده نشده كه فرقى با كاف عربى گذارد به يكى از انحاء معموله يعنى ك يا ك يا گ .