ديده مىشود چنان كه گفتيم سنهء 658 است « 1 » . پس تاريخ تأليف كتاب ازاينقرار محصور مىشود قطعا بين سنهء 650 - 658 يا سنهء 651 - 658 .
4 - نسخ جهانگشاى
بناى تصحيح اين كتاب بر هفت نسخه از جهانگشاى است كه همهء آنها در كتابخانهء ملّى پاريس محفوظ است و براى اختصار در ذيل صفحات اين متن مطبوع براى هريك از آنها علامتى از حروف جمّل قرار داده شده است از قرار ذيل « 2 » :
نسخهء آ -
Supplement persan 205
نسخهء ب -
Supplement persan I 375
نسخهء ج -
Supplement persan I 556
نسخهء د -
Ancien Fonds persan 69
نسخهء ه -
Supplement Persan I 563
نسخهء و -
Supplement persan 207
نسخهء ز -
Supplement persan 206
اكنون به طريق اجمال به وصف هريك از نسخ سبعهء مذكوره و بيان درجهء آنها از حيث صحّت و سقم و قدم و جدّت و ساير خواصّ جزئيّهء آنها مىپردازيم :
هامش
( 1 ) - كاترمر در ص 222 از « كنوز مشرقيّه » آخرين تاريخى را كه در جهانگشاى ديده مىشود سنهء 663 فرض مىكند و مىگويد كه در جهانگشاى مذكور است كه در سنهء 663 شخصى خروج كرد و به دروغ خواست خود را سلطان جلال الدّين منكبرنى قلم دهد الخ . و اين تاريخ غلط صريح است و صواب سنهء 633 است .
اوّلا به دليل اينكه در جميع نسخ جهانگشاى ( غير د كه نسخهء كاترمر بوده و در آنجا سهوا « سنهء ثلث و ستّين و ستّمائة » دارد و منشأ سهو كاترمر نيز همين بوده و غير نسخهء ه كه سنهء 622 به رقم دارد ) همه جا با كمال وضوح « سنهء ثلث و ثلثين و ستّمائة » نوشته شده است . ثانيا آنكه بلافاصله بعد از همين موضع از جهانگشاى صريحا ( نسخهء آ صفحه 517 ) مسطور است كه اين واقعه در عهد حكومت جنتمور حاكم خراسان و مازندران بود و وفات جنتمور به تصريح جهانگشاى ( نسخهء آ صفحه 538 ) در همين سال يعنى در سنهء 633 واقع شد . پس محال است كه اين واقعه در سنهء 663 يعنى سى سال بعد از وفات جنتمور واقع شده باشد .
( 2 ) - ترتيب نسخ سبعة چنان كه در متن است برحسب تفاوت رتبهء آنهاست در اعتبار و ضعف و صحّت و سقم مگر نسخهء اخير كه از اين نقطهء نظر بايد ما قبل آخرين محسوب شود ولى چون ناقص است و تمام جلد اوّل و ثلث جلد ثانى از آن ساقط لهذا آن را در مرتبهء آخر قرار داديم .