فرمان اباقا در 4 رمضان سنهء 680 « 1 » . پس از اين قرار تأليف اين رساله بعد از رمضان سنهء 680 است .
رسالهء ديگر نام آن درست معلوم نيست و مصنّف آن را بلافاصله بعد از تسلية الأخوان تأليف نموده و مضامين آن متمّم تسلية الأخوان و دنبالهء رشتهء همان وقايع است تا جلوس سلطان احمد و قتل مجد الملك يزدى . يك نسخه از اين رساله نيز كه به غايت سقيم و مشحون از اغلاط است در كتابخانهء ملّى پاريس موجود است « 2 » و چنان كه
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد به سابق ص 38 ح 6 و ص 42 .
( 2 ) - اين نسخه چنان كه سابق در ص 38 و 42 گفتيم در اوّل نسخهء ز از نسخ جهانگشاى( Suppl . pers . 206 , ff . 1 b - 41 b )موجود است . - مسيو بلوشه در فهرست نسخ فارسى كتابخانهء ملّى پاريس ص 278 - 280 توهّم كرده است كه جهانگشاى چهار جلد است و اين رسالهء حاضره را جلد چهارم جهانگشاى شمرده است و در وصف آن گويد ( ص 279 ) : « . . . جلد چهارم از جهانگشاى مشتمل بر بيان وقايعى كه در مملكت مغول ايران روى داده است تا سنهء 681 هجرى » و اين سهو واضح است چه از آنجا كه جلد سوّم جهانگشاى ختم مىشود يعنى قلع و قمع اسماعيليّه در سنهء 655 تا وفات اباقا خان و جلوس سلطان احمد در سنهء 681 كه در اين رساله اشارهء اجمالى بدان شده است 27 سال فاصله است و در اين رساله از تمام وقايع اين 27 ساله از فتح بغداد و وقايع بقيّهء سلطنت هولاكو و جميع وقايع سلطنت اباقا خان كلمهاى و حرفى اصلا مذكور نيست و اثرى از تاريخ اين مدّت طويل در آن وجود نه بل فقط مشتمل است بر وقايع شخصى خود علاء الدّين در نصف اوّل سال 681 لا غير و استطرادا به وفات اباقا خان و قوريلتاى جلوس سلطان احمد اشارتى اجمالى مىنمايد در دو سه صفحه فقط . پس اگر اين رساله جلد چهارم جهانگشاى يعنى دنبالهء رشتهء همان وقايع مذكوره در جهانگشاى باشد چه علّتى براى اين تصوّر مىتوان كرد كه مصنّف از واقعهء قلع و قمع اسماعيليّه فجأة به وفات اباقا خان و جلوس سلطان احمد مىجهد و از تمام وقايع اين 27 ساله به كلّى چشم مىپوشد . بنابراين اگر بايد اين رساله را يكى از مجلّدات جهانگشاى فرض كنيم بايد آن را جلد پنجم يا ششم گيريم و فرض نمائيم كه يكى دو جلد ديگر حاوى وقايع 27 سالهء مذكوره از بين افتاده است نه جلد چهارم چنان كه مسيو بلوشه فرض كرده است . و از اقوى ادلّه بر آنكه جهانگشاى به همان حكايت قلع و قمع اسماعيليّه يعنى به مجلّد سوّم ختم مىشود و وقايع بعد از آن هيچوقت از قلم مصنّف صادر نگرديده است اوّلا ذيلى است مختصر كه خواجه نصير الدّين طوسى ( كه معاصر مصنّف و در واقعهء بغداد هر دو باهم در ركاب هولاكو حاضر بودهاند ) در شرح فتح بغداد به جهانگشاى ملحق كرده است و در آخر جلد سوّم بعضى از نسخ جهانگشاى موجود است و اگر مصنّف خود وقايع بعد از استيصال اسماعيليّه را كه اهمّ آنها فتح بغداد است تدوين نموده بود بديهى است كه الحاق اين ذيل از خواجه نصير الدّين بسى لغو و بىموقع بودى . ثانيا تصريح صاحب وصّاف است كه وى نيز معاصر عطا ملك بوده است بر اين فقره در ديباچهء كتاب خود و هذا نصّه : « تاريخ جهانگشاى جوينى بل جام جهاننماى معانى مشتمل بر ذكر احوال دولت مغول و ديگر سلاطين و ملوك اطراف در نوبت خانيّت ايشان از مبادى خروج پادشاه جهانگشاى چنگيز خان تا زمان فتح بلاد اهل الحاد به تجشّم مواكب كواكب عدد هولاكو خان » ( وصّاف ص 4 ) . ثالثا آنكه تاريخ وصّاف به تصريح مصنّف آن ذيل تاريخ جهانگشاى است و وصّاف مشتمل است بر وقايع سنوات 656 - 728 يعنى شروع مىكند از همانجا كه جلد سوّم جهانگشاى بدانجا ختم مىشود و اگر