در قصايد خود در مدح اين دو برادر به كار مىبرد ؛ مثلا اين بيت در خطاب به علاء الدّين :
تو كوه جودى و من در ميان ورطهء فقر * مگر به شرطهء اقبالت اوفتم به كران
و اين ابيات در خطاب به همو :
على الخصوص كه سعدى مجال قرب تو يافت * حقيقت است كه ذكرش مع الزّمان ماند
تو نيز غايت امكان او دريغ مدار * كه آن نماند و اين ذكر جاودان ماند
و اين بيت در خطاب به شمس الدّين جوينى :
يقين قلبى انّى انال منك غنى * و لا يزال يقينى من الهوان يقين « 1 »
و نحو ذلك . و همچنين در خطاب به اباقا خان پادشاه مغول بتپرست گفتن كه :
و گرنه راعى خلق است زهر مارش باد * كه هرچه مىخورد او جزيهء مسلمانيست
به غايت مستبعد است ؛ و اللّه اعلم بحقيقة الحال .
تأليفات ديگر علاء الدّين مصنّف كتاب
علاوه بر كتاب جهانگشاى دو رسالهء ديگر از تأليفات عطا ملك به دست است يكى از آن دو موسوم است به « تسلية الأخوان « 2 » » و يك نسخه از آن در كتابخانهء ملّى پاريس موجود است « 3 » . اين رساله مشتمل است بر ذكر مصائب و محنى كه در حدود سنهء 680 به
هامش
( 1 ) - به حذف ياء متكلّم يعنى يقينى از فعل وقاية .
( 2 ) - كاترمر چون اصل اين رساله را نديده بوده است مىگويد ( كنوز مشرقيّه ص 234 ) كه رسالهء تسلية الأخوان به زبان عربى است . و آن سهو است . اين رساله و رسالهء آتيه هر دو به زبان فارسى محلّى به اشعار و امثال عرب است از نمط جهانگشاى . - شفر كلمهء تسلية الأخوان را « تثليت الأخوان » خوانده و ترجمه كرده بهLa Trinite des freres( كرستماثى پرسان ج 2 ص 150 از قسمت فرانسوى ) ، و اصل اين رساله را كه در آخر يكى از نسخ جهانگشاى از مستملكات خود او يعنى شفر ( كه اكنون متعلّق است به كتابخانهء ملّى پاريس ) نوشته شده است ملتفت نشده كه همان تسلية الأخوان است و آن را يكى از تأليفات شمس الدّين جوينى دانسته و نام آن را تبصرهء خازن فرض كرده ( كرستماثى پرسان ج 2 ص 153 - 154 از قسمت فرانسوى ) و مىگويد اين رسالهايست كه شمس الدّين جوينى در سنهء 680 در شرح حال خود نوشته و آن را به اولجاى خاتون [ زوجهء اباقا خان ] تقديم نموده تا به توسّط او به اباقا خان عرضه داده شود . و تمام اينها سهو و تخليط است از شفر .
( 3 ) - اين نسخه چنان كه سابق گفتيم ( ص 38 ) در آخر نسخهء ج از نسخ جهانگشاى( Suppl . pers . 1556 , ff . 220 b - 231 aموجود است و دليل بر اينكه اين رساله همان رسالهء تسلية الأخوان است اوّلا آنست كه