دينار از عايدات بغداد به طريق ادرار سنوى او را مقرّر فرمود . پس از آن از خواصّ بستگان و ندماء علاء الدّين عطا ملك و برادرش شمس الدّين جوينى گرديد و ايشان ديوان انشاء بغداد را به وى محوّل نمودند ولى بعد از استيصال خانوادهء صاحب ديوانيان سعادت صفىّ الدّين رخت بربست و كارش به منتهى درجهء فقر و فاقه رسيد تا جائى كه بالأخره براى سيصد دينار دين كه از عهدهء اداء آن عاجز بود به حكم قاضى محبوس گرديد و در همان حبس وفات يافت در 28 صفر سنهء 693 . صفىّ الدّين مذكور به غايت مسرف و مبذّر بود و در صرف اموال در ملاذّ و ضيافات مبالغه مىنمود مثلا فقط قيمت فواكه و مشمومات در مجالس ضيافت وى كمتر از چهار هزار درهم نبود « 1 » . بارى استاد مذكور رسالهء شرفيّه « 2 » را در موسيقى كه اكنون نسخ متعدّده از آن موجود است به نام شرف الدّين هارون پسر خواجه شمس الدّين جوينى ساخته است .
و ديگر امام علّامه كمال الدّين ميثم بن علىّ بن ميثم البحرانى المتوفّى سنة 679 كتاب معروف شرح نهج البلاغه را به نام علاء الدّين عطا ملك صاحب ترجمه تأليف نموده است « 3 » .
و ديگر استاد فاضل قاضى نظام الدّين اصفهانى كتاب « شرف ايوان البيان فى شرف بيت صاحب الدّيوان « 4 » » را در مدايح اين خانواده ساخته است و اين كتاب مجموعهايست مشتمل بر قصايد و اشعارى كه مؤلّف در مدح صاحب ديوان شمس الدّين محمّد جوينى و برادرش علاء الدّين عطا ملك جوينى و پدر ايشان بهاء الدّين محمّد ساخته است و گاهگاه اشعار خود ممدوحين نيز در آن مندرج است .
هامش
( 1 ) - ترجمهء حال صفىّ الدّين مذكور در فوات الوفيات لابن شاكر الكتبى طبع بولاق ج 2 ص 18 - 19 و در المنهل الصّافى لابن تغرى بردى ج 4 در حرف عين مفصّلا مسطور است ، رجوع كنيد نيز به وصّاف طبع بمبئى ص 43 ، 55 ، 61 ، 65 ، و كتاب الفخرى لابن الطّقطقى طبع درنبورغ ص 74 ، 449 - 451 و ذيل ثمرات الأوراق للإمام تقىّ الدّين بن حجّة طبع مصر در حاشيهء كتاب المستطرف ج 2 ص 164 - 169 .
( 2 ) - يك نسخهء از اين كتاب در كتابخانهء ملّى پاريس موجود است( Arabe 2479 )و در بعضى كتب نام اين رساله را « رسالهء شرقى » بدون هاء نوشتهاند .
( 3 ) - رجوع كنيد به ديباچهء شرح ابن ميثم بر نهج البلاغه طبع طهران و مجالس المؤمنين قاضى نور اللّه ششترى مجلس هفتم و حاجى خليفه در تحت « نهج البلاغة » ، و روضات الجنّات لآقا محمّد باقر الخونسارى طبع طهران ج 4 ص 142 - 144 .
( 4 ) - ترجمهء حال قاضى نظام الدّين مذكور در اوايل جلد سوّم از حبيب السّير و در مجالس المؤمنين در اواخر مجلس پنجم مسطور است ، و يك نسخه از اين كتاب يعنى شرف ايوان البيان در كتابخانهء ملّى پاريس موجود است( Arabe 3174 ).