وى به صرامت و سطوت و قلّت عفو و كثرت سفك دماء موصوف بود و ترجمهء حال او مشروحا در وصّاف مذكور است « 1 » .
يكى از دختران علاء الدّين عطا ملك در سنهء 671 در حبالهء نكاح امام جليل صوفى زاهد شيخ صدر الدّين ابو المجامع ابراهيم بن شيخ سعد الدّين محمّد بن المؤيّد بن ابى بكر بن محمّد بن حمّويه الجوينى الشّافعى درآمد و صداق وى پنج هزار دينار زر سرخ بود . و اين شيخ صدر الدّين حمّويه هموست كه غازان خان بن ارغون بن اباقا بن هولاكو به مساعدت امير نوروز در سنهء 694 به دست وى اسلام آورد و به تبعيّت او تمام امرا و لشكريان مغول قريب صدهزار نفر اسلام آوردند « 2 » . و از آن روز به بعد مذهب پادشاهان مغول ايران از بتپرستى به اسلام مبدّل گرديد . شيخ صدر الدّين مذكور در دولت غازان به غايت محترم بود و در سنهء 722 وفات نمود . خواجه همام تبريزى را در حقّ وى مدايح غرّاست « 3 » .
هامش
( 1 ) - وصّاف ص 60 - 66 .
( 2 ) - جامع التّواريخ صفحهb352 -a354 .
( 3 ) - ترجمهء حال شيخ صدر الدّين حمّويهء مذكور در جلد اوّل از المنهل الصّافى لابن تغرى بردى در تحت « ابراهيم بن محمّد » مسطور است و مندرجات متن ملخّص از آن كتاب است و آل حمّويه از قديم الأيّام در جوين نيشابور مشهور بودهاند و غالبا مسند مشيخت صوفيّه در خانوادهء ايشان بوده است . جدّ اعلاى ايشان ابو عبد اللّه محمّد بن حمّويه الجوينى الصّوفى از كبار مشايخ طريقت بود و در سنهء 530 به نشابور وفات يافت و در جوين مدفون شد ( ابن الأثير در حوادث همين سنه و تاج العروس در ح م م ) . و پدر صاحب ترجمه شيخ سعد الدّين حمّويه نيز از مشاهير مشايخ صوفيّه و از اجلّهء اصحاب شيخ نجم الدّين كبرى بود و در سنهء 650 وفات يافت و ترجمهء حال او مفصّلا در نفحات الأنس جامى مسطور است . و شيخ سعد الدّين حمّويه به كسر نون الدّين بايد خواند به اضافهء به حمّويه كه جدّ اعلاى ايشان است به رسم زبان پارسى در اضافهء نام شخص به نام پدر يا جدّ وى بدون اقحام لفظ « ابن » چون رستم زال و سعد وقّاص و عمر خطّاب و عمرو عاص و صاحب عبّاد و محمود سبكتكين و غير ذلك . و حمّويه به فتح حاء مهمله و ضمّ ميم مشدّده و واو ساكنه و ياء مثنّاة تحتانيّهء مفتوحه و در آخر هاء است كذا ضبط بالقلم فى نسخه من المشتبه للذّهبى مقروءة على المصنّف نفسه محفوظة فى المكتبة الأهليّة بباريسArabe 2075صفحه 84 ، و نصّه : « و بنو حمّويه الجوينى نالوا المشيخة و الأمرة » . و در قاموس بعد از ضبط حمّويه بر وزن شبّويه گويد : « و بنو حمّويه الجوينى مشيخة » . و در جامع التّواريخ نسخهء مذكوره صفحه 353 در فصل اسلام غازان اين كلمه حمّويئى مسطور است به تشديد ميم و الحاق ياء نسبت در آخر به جاى هاء يعنى منسوب به حمّويه يعنى از اولاد حمّويه . و احسن وجوه و ابعد از التباس كتابت اين كلمه است به همان هيئت اصلى بدون الحاق ياء نسبت يعنى حمّويه نه حمّويئى يا حمّوى تا تصحيف به « حموىّ » به تحريك منسوب به حماة شهر معروف شام نشود چنان كه بسيارى را شنيدهام كه هميشه عارف مشهور پدر صاحب ترجمه را « شيخ سعد الدّين حموىّ » به تحريك مىخوانند و آن سهو واضح است چه اين خانواده چنان كه گفتيم از اهل جوين نيشابور و از اشهر بيوتات قديمهء آن ناحيه بودهاند و ابدا ربطى و مناسبتى با حماة شام ندارند .