تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
خويش را به بغداد فرستاد . او را با ثقات و معتمدان به بندگى حضرت ايلخانى فرستاديم . در حقّ سنقر اشقر و برادر عيسى نواخت بسيار فرمود و خلع و زر حواله بر بغداد نمود و بدين سعى و اجتهاد اين بندهء دولت را نيز به تحسين و انعام مخصوص گردانيد « 1 » . مقصود آنست كه جماعتى را كه بر سبيل رسالت به اتّفاق شحنگان و امراء لشكر نزديك آن جماعت فرستاده بوديم حتّى تلامذه و ركاب‌داران ايشان را حاضر كردند و سعىها كردند تا ايشان را با خود همداستان سازند . قضيّت معكوس گرديد و ايشان بر ضدّ اين احوال شهادت دادند و اكثر ايشان به ابتدا جماعت اعادى را فريفته و از ايشان بسيار درم و زر ستدند و بالأخره از ميانه به در رفتند « 2 » . فىالجمله چون هلال ذىالحجّه نمودار گشت « 3 » بر عقب نوّاب ايلخانى مصاحب ايلچيان مذكور به حضرت عاليه « 4 » روان گرديديم تا چون روز چهارشنبه بيستم ذىالحجّه سنهء ثمانين و ستّمائة از عقبهء اسدآباد درگذشتيم جمعى از خواصّ حضرت رسيدند و تقرير كردند كه دوشينه شب حضرت ايلخان بعد از وقوف بر تزوير حسّاد به موجب عرض حال كه خواصّ در هنگام خلوت گويند سيورغاميشى فرموده است و بخشايش ، و بستگان قيود جفاى زمانه را گشايش « 5 » . پيش از وصول به سور همدان ايلچيان را ديديم به تعجيل تمام به هر جانب حركت مىكردند و كسى را از باطن كار خبرى نه . تا به همدان رسيديم طامّهء كبرى واقع شده بود « 6 » و خلايق چون رمهء گوسفند در بيابان ضايع مانده . جماعت امرا در صحبت خواتين و پادشاهزادگان بعد از دو روز از واقعه ناگهان روان شدند تا به يك ميعاد به مراغه مجتمع گردند . بعضى از امرا به تحريض جماعت وشات فكرى ديگر سگاليدند و گفتند تخليهء فلانى بعد از جلوس سلطانى خانى از احتياط و حزم بعيد است . بدين سبب از راه به همدان بازگشتند و از توجّه در صحبت به اردو منع كردند تا هم در آن مقام جفت وحدت گشتم و همزانوى غربت « 7 » . و چون عزيزان و برادران دينى و اگر گويم اكثر فرقهء اسلاميان در اقطار رعونتى داشته
هامش
( 1 ) - رسالهء مذكوره ، صفحهa6 . ( 2 ) - ايضا ، صفحهb6 ، - از اين موضع تا صفحهa27 از رسالهء مذكوره يك جملهء معترضهء طويلى است در مناظرهء دل و عقل و صبر كه چون به كلّى از سوق حكايت خارج است آن را به تمامه حذف كرديم . ( 3 ) - ايضا ، صفحهa27 . ( 4 ) - يعنى اردوى اباقا خان كه آن‌وقت در همدان بود . ( 5 ) - رسالهء مذكوره ، صفحهb28 . ( 6 ) - يعنى اباقا خان وفات كرده بود در همدان در 20 ذىالحجّه سنهء 680 ( جامع التّواريخ نسخهء كتابخانهء ملّى پاريسSuppl . pers . 209، صفحهa314 ) . ( 7 ) - رسالهء مذكوره ، صفحهa29 .