نمود . از خدمت اباقا اجازت خواسته به بغداد آمد . چون به بغداد رسيد جدّ و تحريض او بر تحصيل مطلوب بيشتر از ديگران بود . سعى بليغ نمود و مىخواست كه به حسن تدبير وجوهى به زيادت حاصل آيد تا در خدمت پادشاه به موقع افتد و آن عقده كه بس محكم بود انحلال پذيرد . به اوّل هرچه در خانهء او و فرزندان او بود از اوانى زر و نقره و جواهر بيرون آورد و تمامت نوّاب و معتمدان را حاضر كرد و بر سبيل استقراض هرچه بر آن قادر بود از ايشان بگرفت و تمامت اين وجوهات اضافت وجوهات ديگر كرد . چون آنچه ممكن بود به تقديم رسيد و كوششى ديگر مجال نماند و مواكب ايلخانى به دجيل رسيده بود آنچه لايق حمل و عرض بود از جواهر و جامهها و اجناس و اوانى سيم و زر حمل كرد و در مصاحبت خود به خدمت اباقا برد . چون آن مقدار عشر آنچه در طبع و گوش ايلخان نشانده بودند برنمىآمد عرض حال و اجتهاد برادرم - طال عمره - بر وجهى رفت كه به مراقبت و مجاملت موسوم شد و حال مساعدت او در اين باب معلوم نگشت « 1 » .
بدان سبب فرمان شد تا تغاجار يارغوچى [ و مجد الملك « 2 » ] با امراء محصّل به بغداد آمدند تا كنوز دفين و جواهر ثمين را به زعم خود استخراج كنند . پس جماعت خزّان بيرونى و اندرونى را حاضر كردند و هرچه امكان داشت از استكشاف و بحث تتبّع آن نمودند و مرا نيز هم در خانهء مألوف مفرد از متعلّقان موقوف گردانيدند . و بعد از آن جماعت ثقات و معتمدان را شكنجه آغاز نهادند و روزها تعذيب دادند و بعد از آن سلسلهها با دو شاخ مبدّل شد و امرا دو سه نوبت به رباط و مدرسهاى كه در بغداد انشا رفته بود و مدفن جمعى از اطفال و عزيزان بود رفتند و بسيار كشف و فتش كردند و مواضع آن را نبش . چون از دفينهء موهوم فايدهاى بيش بازنداد فرش و طرح و اثاث و قماشى كه بر سر تربت و مساجد و رباط بود تمامت را كبس كردند « 3 » . و بعد از آن چون هيچ تفتيش نماند ملبوسات نو و كهنه و اثاث البيت تا مأكولات و مشروبات تمامت را بفروختند و مرا از وثاق معهود با وثاق قصر مسنّى تحويل كردند و قيد حديد برداشتند و دو شاخ عوض آن بنهادند . و هرچه در دقّت بشريّت گنجيد از مبالغه در تفتيش به تقديم رسيد و از مدّخرات قديم و حديث به جز آنچه در اوّل ساعت برطبق عرض نهاد اندك و بسيار با فنون تعذيب و ترهيب چيزى بيرون نيامد « 4 » .
هامش
( 1 ) - ايضا ، صفحهa228 .
( 2 ) - جامع التّواريخ ايضا ، صفحه 314 ، - مصنّف متعمّدا هيچوقت نام مجد الملك را در اين دو رساله نبرده است تحقيرا له و ازدراء .
( 3 ) - تسلية الأخوان صفحهb228 .
( 4 ) - ايضا ، صفحهa229 .