سال بيست تومان زر « 1 » [ يعنى 000 / 200 دينار ] توفير مال بغداد است و هيچ به خزانه نمىرسد و در مدّت ده سال كه اعمال در دست علاء الدّين بر سبيل ضمان است دويست تومان [ 000 / 000 / 2 دينار ] بر ذمّهء او باقى است « 2 » . علاء الدّين گويد با وجود آنكه معلوم همه بود كه اين تهمتها بىاساس و حصول توفير مذكور كذب و زور است محض ، براى آنكه خود و جمعى بسيار را از ننگ مقابله و مجادله با آن اراذل خلاص دهم اداء اين مبلغ را قبول كردم و فاضلى را كه از ديوان طلب داشتم و قريب به همين مبلغ بود در وجه اين باقى كه تقرير اهل وشايت بود محسوب داشتم « 3 » . آن جماعت چون ديدند كه طلب خود را در اين باب محسوب خواهم نمود و از آن سبب آسيب و زحمتى به من نخواهد رسيد تدبيرى ديگر به كار زدند و به عرض اباقا رسانيدند كه در شهور سنهء 669 كه تا امروز دوازده سال است جمعى از امرا براى رسيدگى حساب وى به بغداد رفته و قريب دويست و پنجاه تومان زر [ 000 / 500 / 2 دينار ] در ذمّهء وى باقى كشيدهاند و تا غايت وقت از آن وجهى به خزانه نرسيده « 4 » . علاء الدّين گويد همهكس مىدانست كه آن وقت اعمال به دست من بر سبيل امانت بود نه ضمان و نيز بقايائى كه تقرير كرده بودند اكثر آن تهمت و افترا بود و آن مقدار نيز كه باقى مانده بود بر جماعت رعايا و متصرّفان منكسر بود و امكان استيفاى آن متعذّر . و در آن تاريخ ( يعنى دوازده سال پيش ) كه امرا از بغداد بازگشتند و من نيز در مصاحبت ايشان به بندگى حضرت رسيدم ، امراى بزرگ در باب آن بقايا يارغو كردند و بحث و استكشاف آن واجب داشتند و به اتّفاق عرضه داشتند كه بقايا بر جماعت ضمّان و رعاياست و به خاصّهء فلانى تعلّق ندارد . و چون بر رأى اباقا مكشوف شد كه به من نسبتى ندارد و نيز اگر از رعايا به قهر استيفا رود ضرر آن به مراتب بيش از فائدهء آن باشد چه موجب خرابى ولايت و تفرقهء رعيّت گردد بدان سبب در آن تاريخ مرا نواخت و سيورغاميشى فرمود و به معاودت به سر كار فرمان داد . و از آن مدّت تاكنون از اين مقوله هيچ سخنى نرفت . ولى اكنون آن جماعت در ضمير اباقا خان چنان نشانده بودند كه اين توفيرات زر نقدى است كه به خانه بردهام و در زير زمين دفن كرده و اين
هامش
( 1 ) - تومان به تركى به معنى عدد ده هزار است ( قاموس عدن ) ، و تومان زر معادل ده هزار عدد مسكوك طلا موسوم به دينار بوده است ، در تسلية الأخوان صفحهb224 گويد : « و به هنگام خلوت و فرصت غيبت به موقف عرض رسانيده كه فرزند مرحوم [ بهاء الدّين ابن شمس الدّين جوينى ] ششصد تومان زر كه شش هزار هزار دينار باشد از اعمال عراق در مدّتى كه متصرّف آن بوده است به زيادت از واجب استخراج كرده » .
( 2 ) - تسلية الأخوان ، صفحهa226 .
( 3 ) - ايضا ، صفحهb226 .
( 4 ) - ايضا ، صفحهa227 .