تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
شد . و از آنجا بازگشت و به اردوى خويش آمد و برقرار « 1 » به كار عيش و تماشا مشغول بود . و به وقت ترتيب لشكر برحسب اقتضاى وقت از اقربا و انساب و امرا لشكرها مىفرستاد ، تا چون در شهور سنهء ثلاث و خمسين و ستّمائة « 2 » منكو قاآن قوريلتاى ديگر فرمود ، سرتاق را به خدمت منكو قاآن فرستاد و سرتاق « 3 » متقلّد مذهب نصارى بود . هنوز سرتاق نرسيده بود كه فرمان حقّ در رسيد و حالت ناگزير « 4 » واقع شد در شهور سنهء . . . « 5 » . و سرتاق چون به خدمت منكو قاآن رسيد مورد او را به اعزاز و اكرام تلقّى فرمود و به انواع عواطف از ابنا و اكفا مخصوص گردانيد و با چندان مال و نعمت كه لايق چنان پادشاهى باشد او را بازگردانيد . هنوز به اردوى خود نارسيده چون به موضع . . . « 6 » رسيد او نيز بر عقب پدر خود روان شد « 7 » . منكو قاآن اميران را فرستاد و استمالت جانب خواتين و برادران او فرمود و اشارت راند كه براقچين خاتون كه بزرگتر خواتين باتو است تنفيذ احكام مىكند و پسر سرتاق - اولاغچى - را تربيت مىكند چندانك بزرگ شود و قائم‌مقام پدر گردد . چون قضا نخواسته بود اولاغچى نيز گذشته شد همين سال .

ذكر استخلاص بلغار و حدود آس و روس

قاآن چون نوبت دوّم قوريلتاى بزرگ ساخت و در استيصال « 8 » و قمع بقاياى طغاة « 9 » مشاورت نمودند ، رأى بر آن قرار گرفت كه حدود بلغار و آس و روس كه مجاور مخيّم « 10 » باتو بود و هنوز به كلّى ايل نشده بودند و به كثرت سواد « 11 » خويش مغرور ، در تحت تصرّف آورند . بنابراين پادشاه‌زادگان را به معاونت و معاضدت باتو نامزد گردانيد . منكو قاآن و برادر او بوچك و از پسران خود كيوك خان و قدغان و پادشاه‌زادگان ديگر كولكان و بورى « 12 » و بايدار « 13 » و برادران باتو « هردو » و « تنكوت » و چند پادشاه ديگر و از امراى معتبر سبتاى بهادر بود و پادشاه‌زادگان بر ترتيب جيوش و جنود هركس با محلّ و منزل خود روان شدند . و وقت بهار را از مقامگاه خود در حركت آمدند و در مبادرت مسارعت
هامش
( 1 ) - برقرار : طبق معمول . ( 2 ) - سال 653 . ( 3 ) - از پسران « باتو » است . ( 4 ) - يعنى وفات « باتو » . ( 5 ) - اين تاريخ در تصحيح مرحوم قزوينى نيز درج نشده است . ( 6 ) - اين موضع نيز در تصحيح مرحوم قزوينى نيامده . ( 7 ) - يعنى وفات كرد . ( 8 ) - استيصال : از بيخ بركندن . ( 9 ) - طغاة : طغيان گران ، جمع طاغى . ( 10 ) - مخيّم : خيمه‌گاه ، اردوگاه . ( 11 ) - سواد : جماعت و كثرت مردم . ( 12 ) - پسر ماتيكان بن جغتاى بن چنگيز خان . ( 13 ) - پسر ششم جغتاى بن چنگيز خان .