تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
و با اين معنى ايلچيان به نزديك باتو مىفرستادند كه به خانى ديگر رضا نداريم و به هيچ‌وقت بدان موافقت اغضا « 1 » نخواهيم نمود :
قضاء جرى و كتاب سبق * فهل ينفعن جزع او قلق قضى اللّه ما شاء من حكمه * ففيم اضطرابك و الأمر حق « 2 »
و ارسال انواع اين پيغامها به استظهار ييسو بود و موافقت و مصافات « 3 » او . و به كرّات از جانب خويشان مشفق بيكى و باتو نصايح مىفرستادند كه بارى به قوريلتاى حاضر بايد آمد تا بار ديگر كه تمامت آقا و اينى « 4 » جمع باشند كنگاج « 5 » و مشورت كنند . و از جانب باتو ايلچيان مىآمدند كه : « تقرير كار خانيّت منكو قاآن اكثر عوايد آن به شما عايد خواهد بود . » و چون به نظر بطر « 6 » و كودكى مىنگريستند و از تجارب روزگار مؤدّب و مجرّب نگشته بودند ، بر انديشهء خود اصرار داشتند . و قداق از خوف بادرات « 7 » سخنهاى نافرجام و انديشه‌هاى ناتمام بر انديشهء مخالفت موافقت داشت . و چندانك از جوانب به استعجال كار قوريلتاى ايلچيان مىرسيدند ايشان به توانى « 8 » و تأنّى مىگرائيدند و در پردهء مخالفت راهى مىساخت « 9 » و كعبتين « 10 » رأى را بر رقعهء « 11 » هوى مىانداخت « 12 » و از مصلحت وقت خود را كشيده مىداشت . تا عاقبة الأمر ايلچى برسيد از پادشاه‌زادگان كه در خدمت حضرت جمع بودند . ناقو روان شد و بر عقب آن خواجه و بعد ازو غايمش چنانك شرح آن در ذكر جلوس پادشاه جهان رود . و كار به جائى رسيد از كوتاه‌انديشگى و خويشتن‌بينى كه عقل عقلا در خلاب « 13 » آن فكر سرگردان شد و مخرج از آن متعذّر .
هامش
( 1 ) - اغضاء : چشم‌پوشى . ( 2 ) - قضاء . . . حكمى جارى شد و فرمان و نامه‌اى پيشى گرفت ، پس آيا بىتابى و نگرانى سودى مىدهد ؟ / خدا هر حكمى كه بخواهد جارى مىكند پس اضطراب تو در چيست ؟ و حال آنكه امر ( خدا ) حق است . ( 3 ) - مصافات : دوستى خالص ورزيدن با همديگر . ( 4 ) - آقا و اينى : به برادر بزرگ آقا ( آغا ) و به برادر كوچك اينى گويند . آقا و اينى هرگاه مجموعا استعمال شود به معنى تمام اعضاء خانوادهء سلطنتى است يعنى مجموع شاهزادگان از بزرگ و كوچك و برادران و برادرزادگان و اعمام و عم‌زادگان و غيرهم . ( مص ) ( 5 ) - كنگاج : كنكاش و مشورت . استعمال امروزين كنكاش در معنى كاوش كاملا غلط است . ( 6 ) - بطر : غرور . ( 7 ) - بادرات : خطاهاى انسان از روى شتابزدگى و خشم ، جمع بادره . ( 8 ) - توانى : سستى كردن . ( 9 ) - پرده و راه و مخالف هر سه از اصطلاحات موسيقى است . راه به معنى نغمه و آهنگ است . ( 10 ) - كعبتين : دو طاس بازى نرد . ( 11 ) - رقعه : صفحه [ نرد ] . ( 12 ) - معنى جمله : انديشه‌اش بر پايهء هوس بود . ( 13 ) - خلاب : گلزار ، منجلاب .