ذكر توشى و احوال او و جلوس باتو به موضع او « 1 »
چون توشى [ كه ] پسر بزرگتر بود به حدود قلانتاشى به خدمت چنگز خان آمد و از آنجا بازگشت مهلت موعود در رسيد « 2 » . و پسران او : « به محل « 3 » » و « هردو » و « باتو » و « شيبقان » و « تنكوت » و « بركه » و « بركجار » اين هفت پسر بودند كه به مرتبت استقلال رسيده بودند . باتو قائممقام پدر شد و حاكم ملك و برادران گشت . و چون قاآن « 4 » به تخت مملكت بنشست تمامت آن حدود را كه مجاور او بود از بقاياى قفچاق و آلان و آس و روس و بلاد ديگر چون بلغار و مكس و غير آن تمامت را مسلّم و مستخلص كرد « 5 » . و باتو در مخيّم خويش كه در حدود ايتيل « 6 » داشت مقام فرمود و شهرى بنا نهاد كه آن را سراى مىخوانند و حكم او بر تمامت ممالك نافذ بود . و او پادشاهى بود به هيچ دين و ملّت مايل [ نه ] ؛ نه همان شيوهء يزدانشناسى مىدانست و متعصّب هيچكدام از ملل « 7 » و اديان نبود . بخشش و دهش او را حسابى نه و جود و سخاى او را شمار ناممكن . ملوك اطراف و طرفنشينان « 8 » آفاق و غير ايشان هركس به خدمت او رسيدى و پيشكشها كه ذخاير روزگار بودى پيش از آنك به خزانه درآرند تمامت را بر مغول و مسلمان و حاضران مجلس بخش كردى و به قليل و كثير آن التفات ننمودى . و تجّار از جوانب انواع متاعها به خدمت او آوردندى ؛ هرچه بودى بستدندى و قيمت يكى را چند باره بهاى آن مضاعف بدادى . و بر سلاطين روم و شام و غير آن از بلاد برات و يرليغ فرمودى و هركس به خدمت او رسيدى بىمقصود مراجعت ننمود . و چون كيوك خان به خانى بنشست ، باتو برحسب استدعا و اقتراح « 9 » او در حركت آمد . چون به الاقماق رسيد حالت « 10 » كيوك خان ظاهر شد . هم آنجا توقّف كرد و از جوانب پادشاهزادگان به خدمت او رسيدند و كار خانيّت بر منكو قاآن مقرّر كرد و شرح آن در ذكر منكو قاآن مثبت خواهد
هامش
( 1 ) - يعنى به جاى او .
( 2 ) - يعنى فوت كرد .
( 3 ) - به محل : نام اين پسر توشى در جامع التّواريخ « بووال » و « بوقال » مسطور است ( طبع بلوشه ص 90 و 122 ) . مسيو بلوشه گويد اصل متن جهانگشاى « بوخل » بوده كه شكل ديگرى از « بوقال » است ( زيرا كه قاف و خاء در لغت مغول دائما به يكديگر قلب مىشوند ) و كاتب « واو » را در كتابت وصل به « خاء » نموده بوده پس از آن نسّاخ متأخّر آن را « بمحلّ » ( - به محلّ ) خوانده و نوشتهاند ، و اين احتمال خيلى قريب به صواب است . ( مص )
( 4 ) - يعنى اوكتاىقاآن بن چنگيز خان .
( 5 ) - يعنى باتو .
( 6 ) - ايتيل : نهر معروف ولگا است كه به درياچه خزر مىريزد .
( 7 ) - ملل : مذهبها ، جمع ملّت .
( 8 ) - طرفنشينان : مرزنشينان ، رجوع كنيد به ص 212 .
( 9 ) - اقتراح : درخواست .
( 10 ) - حالت : مرگ .