اگر پرنيانست « 1 » خود رشتهاى * و گر بار خارست خود كشتهاى
و قد صدق سيّد المرسلين عليه افضل الصّلاة و السّلام : « قتلت و قتلت و سيقتل قاتلك « 2 » » . و قدما قيل « 3 » :
و ما من يد الّا يد اللّه فوقها * و ما ظالم سيبلى به ظالم « 4 »
و بر مرد خردمند هشيار كه به نور بصيرت درين معانى نگرد و تأمّلى و تأنّقى « 5 » آن را واجب دارد ، پوشيده نماند كه عاقبت خداع و قصاراى « 6 » مكيدت كه از خبث دخلت « 7 » و فساد نحلت « 8 » متولّد باشد مذموم است و قصاراى آن شوم . و نيكبخت آنكس تواند بود كه به ديگرى اعتبار گيرد و السّعيد من اتّعظ بسواه « 9 » ،
و لو علموا ما يعقب البغى اهله * و لكنّهم لم ينظروا فى العواقب « 10 »
40 عافانا اللّه عن امثال هذه المقامات و التخطّى الى خطط الخطيئات « 11 » .
ذكر جلوس كيوك خان در چهار بالش « 12 » خانى
قاآن در آن سال كه دعت « 13 » حيات را وداع خواست كرد و از نعمت دنياى دنىّ امتناع نمود ، ايلچيان به استحضار كيوك فرستاده بوده تا زمام مراجعت معطوف كند و عزيمت و نهمت « 14 » بر مبادرت به حضرت او مصروف . بر وفق امتثال اشارت ركاب مسارعت گران كرد « 15 » و عنان مسابقت سبك « 16 » . و چون نزديك شد كه مسّ آفت كه از بعد مسافت حاصل
هامش
عبور كند . باد در مشك دميد ولى دهان مشك را محكم نبست . وسط آب سر مشك باز شد و باد خيك در رفت . مرد درحالىكه غرق مىشد جمله مذكور را مىگفت . اين مثل شبيه اين مثل فارسى است : خودم كردم كه لعنت بر خودم باد . رجوع كنيد به بازگردان كامل تاريخ بيهقى ، انتشارات دستان ، اثر نگارنده ص 227 )
( 1 ) - پرنيان : حرير چينى و منقّش .
( 2 ) - قتلت . . . كشتى و كشته مىشوى و به زودى قاتلت نيز كشته خواهد شد .
( 3 ) - و قدما قيل : و در گذشته آوردهاند .
( 4 ) - و ما . . . دستى نيست مگر آنكه دست و قدرت خدا بالاتر از آن است و ظالمى نيست مگر آنكه به زودى به ظالمى مبتلا مىشود .
( 5 ) - تأنّق : باريكبينى .
( 6 ) - قصارا : غايت .
( 7 ) - دخلت : نيّت ، باطن .
( 8 ) - نحلت : مذهب باطل .
( 9 ) - و السّعيد . . . سعادتمند كسى است كه از غير خود پند گيرد .
( 10 ) - و لو . . . اگر اهل ظلم مىدانستند كه ظلم چه بر سر آنها خواهد آورد ، [ هرگز ظلم نمىكردند ] امّا ايشان در عاقبت كار نظر نكردند . ( از ابو اسحاق الغزّى )
( 11 ) - عافانا . . . خداوند ما را از چنين حوادث و از لغزش به سوى ساير گناهان مصون دارد .
( 12 ) - چهار بالش : مسند .
( 13 ) - دعت : راحتى .
( 14 ) - نهمت : كمال آرزو .
( 15 ) - ركاب گران كردن : كنايه از تند راندن مركوب .
( 16 ) - عنان سبك كردن : كنايه از تند راندن مركوب .