عَلى أُمَّةٍ
« 1 » فرمود تا سه روز بر تعاقب جهت روان چنگز خان طعامها ساختند و از ابكار ماه پيكر لطيف منظر خوش مخبر « 2 » شيرين جمال مليح دلال « 3 » ظريف حركات نغز سكنات « 4 » كه
وُعِدَ الْمُتَّقُونَ
« 5 » چهل دختر را از نسل امرا و نوينان كه ملازم خدمت بودند اختيار كردند و جواهر و حلّى « 6 » و حلل بسيار بر ايشان بستند و جامههاى گرانمايه پوشيده با اسبان گزيده نزديك روح او فرستادند « 7 » .
و چون ازين امور فراغتى روى نمود كار ضبط ملك و كفايت مهمّات آغاز نهاد . اوّل ياسا فرمود كه احكام و فرمانى كه پيش ازين چنگز خان فرموده است برقرار باشد و از مفاسد تغيير و تبديل و اختلال مصون و محروس . و از اطراف به تقرير « 8 » و تعرّف احوال هريك از امرا و حكّام ، غمّاز « 9 » و نمّام « 10 » آمده بودند « 11 » ؛ فرمود كه : « هر بادرهاى « 12 » كه تا به روز جلوس مبارك ما از كسى صادر شده باشد در مقابلهء آن عفو و اقالت « 13 » مبذول داشتيم ؛ بعد ازين اگر كسى قدم در كارى نهد كه نه موافق احكام و ياساهاى قديم و حديث « 14 » باشد تعريك « 15 » و تأديب آن جماعت فراخور جريمت « 16 » به تقديم رسد . »
و بعد از رسم اين ياساها به اقاليم عالم لشكرها نامزد فرمود و در طرف خراسان و عراق هنوز آتش فتنه و آشوب تسكين نيافته بود و سلطان جلال الدّين تكوپويى مىزد .
جورماغون را با جمعى از امرا با سى هزار مرد كار روان كرد . و به جانب قفچاق و سقسين و بلغار « كوكتاى » و « سنتاى بهادر » را با مثل آن لشكر بفرستاد و همچنين به جوانب تبّت و سلنگاى و غير آن كموبيش آن نامزد گشت . و به جانب ختاى عزيمت حركت به نفس خويش و برادران مقرّر فرمود و شرححال در عقب اين ذكر مثبت مىشود تا كيفيّت و چگونگى هريك از آن معلوم گردد ان شاء اللّه العزيز .
هامش
( 1 ) - انّا . . . همانا پدرانمان را بر كيش و آئينى يافتيم . ( زخرف 43 / 22 )
( 2 ) - مخبر : باطن .
( 3 ) - دلال : ناز و كرشمه .
( 4 ) - نغز سكنات : آنكه سكون و ايستادنش زيباست .
( 5 ) - وعد . . . به پرهيزكاران وعده داده شده است . ( محمّد ( ص ) ، قسمتى از آيهء 15 )
( 6 ) - حلّى : زيورها ، جمع حليه .
( 7 ) - يعنى اين دختران و اسبها را در قبر چنگيز زنده به گور كردند . ( آنها معتقد به جهان ديگر بودهاند و با اين كار مىخواستهاند بعد از زنده شدن چنگيز اسباب تمتّع و رفاهيت او فراهم باشد ) .
( 8 ) - تقرير : بيان كردن .
( 9 ) - غمّاز : سخن چين .
( 10 ) - نمّام : سخن چين .
( 11 ) - معنى جمله : كسانى از جاهاى مختلف براى سخن چينى و گزارش محرمانهء كارهاى امرا و حكّام آمده و آنجا بودند .
( 12 ) - بادره : خطاى مبتنى بر خشم و ناانديشيدن .
( 13 ) - اقالت : فسخ كردن ، مجازا بخشودن .
( 14 ) - حديث : جديد .
( 15 ) - تعريك : گوشمالى دادن .
( 16 ) - جريمت : گناه .