فارس و كرمان و لور و ارّان و آذربايجان و گرجستان و موصل و حلب بود « 1 » و پس از رسيدن هولاكو به ايران ارغونآقا يكى از امرا و سرداران هولاكو گرديد و بالاخره در 25 ذىالحجّه سنهء ثلث و سبعين و ستّمائة در مرغزار رادكان طوس وفات يافت « 2 » . و امير نوروز معروف كه اسلام آوردن غازان خان به سعى و همّت او بود پسر همين امير ارغون است « 3 » .
امير ارغون در مدّت حكومت خود در ايران براى بازدادن محاسبات اموال يا دفع تهمتهاى اعادى پنج يا شش مرتبه به اردو يعنى دربار پادشاهان مغول كه غالبا در قراقورم پايتخت مغولستان بود سفر نمود و در غالب اين سفرها علاء الدّين صاحب ترجمه را كه دبير مخصوص وى بود در مصاحبت خود مىبرده است . و قريب مدّت ده سال مصنّف عمر خود را در اين نقل و انتقال و حلّ و ترحال به سر برده است ؛ چنان كه خود در ديباچهء كتاب گويد ( ص 114 ) : « از خداوندان فضل و افضال سزد كه بر ركاكت و قصور الفاظ از راه كرم ذيل عفو و اقالت پوشانند ، چه مدّت ده سال مىشود كه پاى در راه اغتراب نهاده و از تحصيل اجتناب نموده و اوراق علوم نسج عليه العنكبوت شده الخ » و چون ديباچهء كتاب جهانگشاى در حدود سنهء 650 نوشته شده است - چنان كه شرح آن خواهد آمد - و تولّد مصنّف نيز چنان كه گفتيم در سنهء 623 بوده است پس معلوم مىشود مصنّف در سنّ هفده يا هجدهسالگى داخل در خدمت امير ارغون و مباشرت اعمال و مثابرت اسفار گرديده است .
ظاهرا اوّل سفرى كه مصنّف در مصاحبت امير ارغون به مغولستان نمود در سفر دوّم ارغون « 4 » بود در حدود سنهء 644 يا 645 « 5 » و پدر مصنّف بهاء الدّين محمّد نيز در اين سفر همراه بوده است چنان كه گذشت . و در اين سفر چون به طراز رسيدند خبر فوت كيوك خان را شنيدند و همانجا توقّف كرده پس از مدّتى از همان موضع به ايران معاودت نمودند « 6 » .
و همچنين در سفر سوّمى كه ارغون در سنهء 647 « 7 » به قصد دفاع از خود به اردو نمود
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد به صفحه 552 و 421 .
( 2 ) - جامع التّواريخ طبع بلوشه ص 559
( 3 ) - عجالة معلوم نشد كه اسلام آوردن خود نوروز كى و به چه كيفيّت بوده است .
( 4 ) - يعنى در سفر دوّم ارغون بعد از تعيين وى به حكومت بلاد غربى و الّا قبل از حكومت سه مرتبهء ديگر از اردو به ايران و بالعكس سفر نموده است ( صفحه 553 ) .
( 5 ) - رجوع كنيد به حاشيهء 2 ص 22 .
( 6 ) - صفحه 556 .
( 7 ) - مصرّح در صفحه 556 .