تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
رجبا تر عجبا « 1 » . و چنگز خان بر لب جيحون روان شد و اوكتاى را از آنجا بازگردانيد تا با غزنه رفت . و ايشان خود ايل بودند . بفرمود تا تمامت خلايق را بشمار از شهر به صحرا آوردند . و آنچ محترفه بود از آنجا گزين كرد و باقى را به قتل آوردند و شهر خراب كردند . و « قتقو نويين » را بر سر اسيران و صنّاع بگذاشت . تا آن زمستان در آن جايگه مقام كردند و اوكتاى بر راه گرمسير هراة بازگشت . و چنگز خان به كرمان « 2 » و سيقوران رسيد . خبر شنيد كه سلطان جلال الدّين از آب گذشته است و كشتگان را در خاك كرده . جغتاى را در حدود كرمان بگذاشت . چون سلطان را نيافت بر عقب او برفت . و آن زمستان هم در حدود بويه كتور - شهرى است از اشتقار - مقام كرد . و حاكم آن « سالار احمد » كمر انقياد بر ميان بست و از ترتيب علوفهء « 3 » لشكر آنچ ممكن بود به جاى آورد . و سبب عفونت « 4 » هوا اكثر حشم رنجور شدند و قوّت لشكر ساقط گشت . و اسيران بسيار با ايشان بود و در آن حدود بردگان هنود نيز گرفته بودند چنانك در هر خانه ده اسير يا بيست بود . و سازگارى علوفه « 5 » از پاك كردن برنج و غير آن تمامت اسيران مىكردند و هوا موافق مزاج ايشان بود . چنگز خان ياسا داد كه در هر خانه هر اسيرى چهارصد من برنج پاك كنند . به تعجيل تمام در مدّت يك هفته از آن فارغ شدند . بعد از آن ياسا داد كه هر اسير كه در لشكرست تمامت را بكشند . آن بيچارگان را خبر نه . شبى كه بامداد بود « 6 » از جماعت اسرا و هنود اثر نمانده بود . و هرچه به نزديكى آن بود تمامت ايلچيان فرستادند و ايل كردند . و ايلچى به نزديك رانا فرستاد . به اوّل ايلى قبول كرد بعد از آن ثبات ننمود . لشكر بفرستاد تا او را بگرفتند و بكشتند . و لشكر به محاصرهء اغراق « 7 » و قلعه‌اى كه تحصّن كرده بودند بفرستاد . و چون
هامش
( 1 ) - عش . . . ماه رجب را با او زندگى كن تا وقايع عجيب ببينى . ( داستان اين مثل آن است كه حارث بن عباد زنى نابكار داشت . وقتى او را طلاق داد با مرد ديگرى ازدواج كرد . آن مرد روزى حارث را ديد و از ازدواج خود اظهار خوشحالى كرد . حارث گفت : « ماه رجب را با او زندگى كن تا وقايع عجيب ببينى » . در واقع حارث مدّت انتظار مرد را به ماه رجب كه جنگ در آن حرام است تشبيه كرده است ) . نگا : فرائد الادب المنجد و مجمع الامثال ميدانى . ( 2 ) - كرمان : منظور كرمان غزنه است . ( 3 ) - علوفه : آذوقه اعمّ از آذوقهء انسان و حيوان . ( 4 ) - عفونت : بدبويى . ( 5 ) - يعنى آماده كردن آذوقه . ( 6 ) - يعنى شب كه صبح شد . ( 7 ) - اعراق : ظاهرا « اغراق » است كه نام سيف الدّين اغراق از سرداران معروف سلطان جلال الدّين مىباشد يا نام قبيلهء او بوده است . ( مص )