تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
به دست آرند . و جغتاى و اوكتاى نيز از جانب خوارزم در رسيدند . سلطان چون ديد كه روز كارست و وقت كارزار ، با اندك قومى كه داشت روى به محاربت آورد ؛ از يمين سوى يسار مىشتافت و از يسار بر قلب مىدوانيد و حمله‌ها مىآورد . و صفهاى لشكر مغول پاره‌پاره پيشتر مىآمد و مجال جولان و عرصهء ميدان برو تنگ مىكرد و سلطان بر مثال شير خشمناك جنگ مىكرد :
به هر سو كه باره بر انگيختى * همى خاك با خون برآميختى
چون چنگز خان ياسا رسانيده بود كه او را دستگير كنند لشكر نيز به زخم نيزه و تير مبالغت نمىنمودند ؛ مىخواستند تا فرمان چنگز خان به جاى آرند . جلال الدّين خود پيش دستى نمود و پاى برداشت و مركبى ديگر دركشيدند « 1 » . چون بر آن سوار شد حمله كرد و هم در تك « 2 » بازگشت ع : چون برق بر آب زد و چون باد برفت . چنگز خان چون ديد كه او خود را در آب افكند لشكر مغول خواست تا خود را بر عقب او فرا آب دهد « 3 » . چنگز خان مانع شد و از غايت تعجّب دست بر دهان نهاد با پسران مىگفت : « از پدر پسر چنين بايد . »
چو اسفنديار از پسش بنگريد * بدان سوى رودش به خشكى بديد همىگفت كين را نخوانيد مرد * يكى زنده پيلست با شاخ و برد « 4 » همىگفت و مىكرد از آن سو نگاه * كه رستم همىرفت جويان راه
فىالجمله هركس از لشكر او كه در آب غرق نشد به تيغ او كشته شد . و حرم و فرزندان او را حاضر كردند . آنچ مردينه بودند تا « 5 » اطفال شيرخواره را پستان منيّت « 6 » در دهان حياة نهادند « 7 » و دايه از ابن دايه « 8 » ترتيب دادند ؛ يعنى به كلاغان سپردند :
يعزّ علينا ان يظلّ ابن دأية * يفتّش ما ضمّت عليها شئونها « 9 »
و چون مال و نعمتى كه با سلطان بود بيشتر نقديّات از زر و نقره بود آن روز فرمود تا در آب ريختند . غوّاصان را در فرستادند تا آنچ ممكن بود از آب بيرون آوردند . و اين حال كه از عجايب ايّام بود در رجب سنهء ثمان عشرة و ستّمائة « 10 » واقع شد و فى الأمثال عش
هامش
( 1 ) - يعنى آماده كردند . ( 2 ) - در تك : در حال دويدن و تاختن . ( 3 ) - يعنى به آب بزنند . ( 4 ) - برد : ريشه . ( 5 ) - تا : حتّى . ( 6 ) - منيّت : مرگ . ( 7 ) - يعنى آن‌ها را كشتند . ( 8 ) - ابن دايه : كلاغ . ( 9 ) - يعزّ . . . گران مىآيد بر ما كه كلاغ چشم مردگان را بكاود ( مراد از « ما ضمّت عليها شئونها » چشمان است ) . ( 10 ) - سال 618 . ( ظاهرا صواب 619 است . رك : تصحيح مرحوم قزوينى ص 108 )