ذكر حركت چنگز خان به جانب نخشب و ترمد
چون سمرقند مستخلص شد و پسران جغتاى و اوكتاى را به خوارزم روان كرد « 1 » ، بهار آن سال در كنار سمرقند بگذرانيد و از آنجا به مرغزارهاى نخشب آمد . تابستان به آخر رسيد و چهار پايان فربه و لشكر مرفّه شدند . بر قصد ترمد روان گشت . چون آنجا رسيد رسولان بفرستاد و ايشان را به ايلى و مطاوعت و تخريب قلعه و حصار خواند .
ساكنان به حصانت « 2 » قلعه كه نيمهاى از سور آن در ميان جيحون برآوردهاند مستظهر بودند و به مردان و عدّت و ساز مغرور . قبول ايلى نكردند ؛ به مكاوحت پيش آمدند . و از جانبين منجنيق بر كار كردند و روز و شب از خصومت و پيگار نياسودند تا روز يازدهم را قهرا و قسرا بگشادند . و از خلق مرد و زن هركس كه بود به صحرا راندند و بر لشكر به نسبت شمار بر عادت معهود قسمت كردند . و تمامت را بكشتند و بر هيچكس ابقا نكردند « 3 » و به وقت آنكه فارغ شدند عورتى « 4 » را ديدند ، گفت : « بر من ابقا كنيد تا مرواريدى بزرگ دارم بدهم . » بعد از مطالبت مرواريد گفت : « آن مرواريد را التقام « 5 » كردهام . » شكم او بشكافتند و حبوب مرواريد از آنجا برداشتند . و بدين سبب بفرمود تا شكم كشتگان را مىشكافتند .
و چون از نهب و قتل فارغ شدند ، به ناحيت كنكرت و حدود سمان رفت و زمستان در آن حدود به آخر رسانيد و آن نواحى را نيز به قتل و تاختن و كندن و سوختن پاك كرد . و تمامت بدخشان و آن حدود و بلاد را لشكرها فرستاد و بعضى را به لطف و اكثر را به عنف « 6 » مستخلص و مسلّم كرد چنانك در آن نواحى از مخالفان اثر نماند . و فصل زمستان به آخر كشيد ؛ عزم عبور كرد و اين در شهور سنهء سبع عشرة و ستّمائة « 7 » بود .
ذكر عبور چنگز خان بر معبر ترمد و استخلاص بلخ
بلخ از كثرت غلال « 8 » و انواع ارتفاع « 9 » از بقاع ديگر مرتفعتر « 10 » بود و اعراص « 11 » آن را از
هامش
( 1 ) - فاعل « كرد » چنگيز خان است .
( 2 ) - حصانت : محكمى .
( 3 ) - ابقا نكردند : زنده نگذاشتند .
( 4 ) - عورت : زن .
( 5 ) - التقام : بلعيدن .
( 6 ) - عنف : خشونت .
( 7 ) - سال 617 . ( اين رقم مناقضت آشكار دارد با گفتهء خود جوينى كه در صفحه 203 گفت كه فتح سمرقند در سال 618 بوده است . در اوّل اين فصل نيز گويد كه فتح نخشب و ترمذ بعد از استخلاص سمرقند بود .
پس صواب 618 است . ( مص )
( 8 ) - غلال : غلّهها .
( 9 ) - ارتفاع : محصولات .
( 10 ) - مرتفعتر : باارزشتر .
( 11 ) - اعراص : عرصهها .