كه مركز رجال رزم و مجمع نساء بزم بود ؛ ايّام سر بر آستانهء آن نهاده « 1 » و هماى دولت آن را آشيانه ساخته ؛ مأواى ابن آوى « 2 » گشت و نشيمن بوم و زغن شد . دور « 3 » از خوشى دور شد و قصور بر خرابى مقصور « 4 » گشت . جنان « 5 » چنان پژمرده كه پنداشتى آيت
وَ بَدَّلْناهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ
« 6 » در شأن آن منزل بود . ايوان « 7 » بر بساتين و متنزّهات « 8 » قلم كلّ ما هو آت آت « 9 » اين ابيات اثبات كرده :
ربّ ركب قد اناخوا حولنا * يمزجون الخمر بالماء الزّلال
ثمّ اضحوا عصف الدّهر بهم * و كذاك الدّهر حال بعد حال « 10 »
18 فىالجمله چون از رزم خوارزم فارغ شدند از سبى « 11 » و نهب و فتك « 12 » و سفك « 13 » بپرداختند . آنچ محترفه بودند قسمت كردند و به بلاد شرقى فرستادند و اكنون مواضع بسيارست در آن حدود كه از اهالى آن معمور شدست و به سواد « 14 » آن موفور « 15 » گشته .
و پادشاهزادگان - جغتاى و اوكتاى - بازگشتند بر راه كاسف . آن را به يكدو روز به خوارزم ملحق كردند و در كوشش و كشش با آن حذو النّعل بالنّعل « 16 » . كثرت شمار كشتگان چندان شنيدهام كه مصدّق نداشتهام « 17 » و بدان سبب ننوشته ، اللّهمّ عافنا من كلّ بلاء الدّنيا و عذاب الآخرة « 18 » .
هامش
( 1 ) - يعنى روزگار سر ارادت بر آستان خوارزم مىگذاشت .
( 2 ) - ابن آوى : شغال .
( 3 ) - دور : بر وزن كور يعنى خانهها ، جمع دارة .
( 4 ) - مقصور : منحصر .
( 5 ) - جنان : بهشتها ، جمع جنّت .
( 6 ) - و بدّلناهم . . . و به جاى دو باغ پرنعمت ، دو باغ ديگرشان داديم . ( سباء 34 / 16 )
( 7 ) - ايوان : اين كلمه ظاهرا تصحيف « بومان » است .
( 8 ) - متنزّهات : تفرّجگاهها .
( 9 ) - كلّ . . . هرچه آمدنى است ، آمدنى است .
( 10 ) - ربّ . . . چه بسا سوارانى كه در اطراف ما شتر خوابانيده ، شراب را با آب زلال به هم مىآميزند . / سپس روزگار بر آنها سخت گرفت . و اينچنين دنيا دگرگون و حالى پس از حالى است . ( از عدىّ بن زين العبادى )
( 11 ) - سبى : اسارت .
( 12 ) - فتك : كسى را به ناگاه كشتن .
( 13 ) - سفك : خونريزى .
( 14 ) - سواد : جماعت و عامّه مردم ( منتهى الارب )
( 15 ) - موفور : فراوان .
( 16 ) - حذو . . . برابر كردن نعل با نعل ( مطابق هم نمودن ) .
( 17 ) - مصدّق نداشتهام : تصديق نكردهام ، باور نكردهام .
( 18 ) - اللّهمّ . . . خداوندا ما را از بلاى دنيا و عذاب آخرت مصون دار .