به سالوس « 1 » و زرق « 2 » ، زهد و عبادتى آغاز نهاد و دعوى پرى دارى « 3 » كرد يعنى جنّيان با او سخن مىگويند و از غيبيّات او را خبر مىدهند . و در بلاد ماوراءالنّهر و تركستان بسيار كسان - بيشتر عورتينه « 4 » - دعوى پرى دارى كنند و هركس را كه رنجى باشد يا بيمار شود ضيافت كنند و پرى خوان را بخوانند و رقصها كنند و امثال آن خرافات ؛ و آن شيوه را جهّال و عوامّ التزام كنند . چون خواهر او به هر نوع از هذيانات پرىداران با او سخنى مىگفت تا او اشاعت مىكرد - عوامّ النّاس را خود چه بايد تا تبع جهل شوند « 5 » - روى به دو نهادند و هركجا مزمنى « 6 » بود و مبتلائى ، روى به دو آوردند . و اتّفاق را نيز در آن زمره بر يكدو شخص اثر صحّتى يافتهاند ؛ اكثر ايشان روى به دو آوردند از خاصّ و عامّ
إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ
« 7 » . و در بخارا از چند معتبر مقبول قول شنيدم كه ايشان گفتند در حضور ما به فضلهء سگ يكدو نابينا را دارو در چشم دميد صحّت يافتند . من جواب دادم كه :
« بينندگان نابينا بودند و الّا اين معجزهء عيسى بن مريم بوده است و بس « 8 » قال اللّه تعالى
تُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ
« 9 » . و اگر من اين حالت به چشم خود مشاهده كنم به مداواى چشم مشغول شوم . »
و در بخارا دانشمندى بود به فضل و نسب معروف و مشهور ؛ لقب او شمس الدّين محبوبى . سبب تعصّبى كه او را با ائمّهء بخارا بودست اضافت علّت « 10 » آن احمق شد « 11 » و به زمرهء معتقدان او ملحق و گفت اين جاهل را كه : « پدرم روايت كردست و در كتابى نوشته كه از تاراب بخارا صاحب دولتى كه جهان را مستخلص كند ظاهر خواهد شد و علامات اين سخن را نشان داده و آن آثار در تو پيداست . » جاهل از عقل دور بدين دمدمه « 12 » بيشتر مغرور شد و اين آوازه با حكم منجّمان موافق افتاد و روز به روز جمعيّت زيادت مىشد و تمامت شهر و روستاق روى به دو نهادند و آثار فتنه و آشوب پديد آمد .
هامش
( 1 ) - سالوس ( سالوسى ) : ظاهرفريبى .
( 2 ) - زرق : دو رنگى ، ريا .
( 3 ) - پرىدارى : تسخير جنّ .
( 4 ) - عورتينه : جنس زن و دختر .
( 5 ) - معنى جمله : مردم عامّى خودشان چه هستند ، چه برسد به اينكه تابع جهل هم بشوند .
( 6 ) - مزمن : ديرينه و كهنه ، صفت جانشين موصوف يعنى بيمارى كهنه .
( 7 ) - الّا . . . مگر كسى كه نزد خدا با قلبى سليم آيد . ( شعرا 26 / 89 )
( 8 ) - معنى جمله : لا بد تماشاگران نابينا بودهاند ، و گرنه اين معجزهاى است كه تنها حضرت عيسى عليه السّلام صاحب آن بوده است و بس .
( 9 ) - تبرىء . . . تو كور مادرزاد و بيمارى پيسى را شفا مىدهى ( مائده 5 / 110 ) .
( 10 ) - علّت : بيمارى .
( 11 ) - معنى جمله : شمس الدّين محبوبى به خاطر خصومتى كه با علماى بخارا داشته به گروه معتقدان تارابى پيوسته و با اين كار بيمارى جهالت تارابى را مضاعف نموده است .
( 12 ) - دمدمه : وسوسه و افسون .