زرقا مىگويد : « عجب چيزى مىبينم ! شبه بيشهاى در حركت روى به ما دارند . » قوم او گفتند : « حدّت نظر مگر خللى پذيرفته و الّا درخت چگونه رود ؟ » از مراقبت و احتياط غفلت كردند . تا روز سيّم را لشكر خصمان برسيدند و غلبه كردند . زرقا را دستگير كردند و بكشتند .
فىالجمله ارباب نور در بربستند و « طاير بهادر » رسولى فرستاد به اعلام وصول پادشاه عالمگير و ترغيب بر انقياد و ترك عناد . و اهواى اهالى نور مختلف بود و سبب آنك وصول پادشاه جهانگشاى چنگز خان را به نفس خويش ، تصديق نمىكردند و از جانب سلطان نيز احتياط مىنمودند و متردّد بودند ؛ بعضى به رعيّتى و ايلى راغب و قومى متمرّد و راهب « 1 » . تا بعد از شد آمد ايلچيان بر آن قرار دادند كه اهالى نور ترتيب نزلى كنند و در مصاحبت رسولى به حضرت پادشاه وقت فرستند و اظهار مطاوعت و استيمان « 2 » بندگى و متابعت تقديم كنند . طاير بهادر نيز بدان رضا داد و به اندك نزلى قناعت كرد و بر راه خود روان شد و بر آن جملت كه قرار بود رسولى فرستادند . و بعد از اختصاص رسل به قبول نزل « 3 » ، فرمان شد كه : « سبتاى در مقدّمه به نزديك شما مىرسد شهر به دو تسليم كنيد » . چون سبتاى برسيد امتثال فرمان تقديم نمودند و قصبهء نور به دو تسليم كرد . و قرار دادند كه اهالى نور به خلاص جمهور و آنچ ما لا بدّ « 4 » معاش و مصالح عمارت و زراعت باشد از اغنام « 5 » و بقور قناعت نمايند و به صحرا آيند و خانهها را همچنان بگذارند تا لشكر غارت كنند . التزام اشارت كردند « 6 » و لشكر درآمد و آنچ يافت برداشت و از قرارى كه رفته بود سر نتافتند و به هيچكس ازيشان تعلّقى نساخت « 7 » .
و شست مرد را گزين كردند و در مصاحبت پسر امير نور - ايل خواجه - بر سبيل مدد چنانك متعارف بود به جانب دبوس فرستادند .
هامش
( 1 ) - معنى عبارات : به سبب آنكه اهالى نور باور نمىكردند كه چنگيز خان شخصا به آنجا رسيده باشد ، و از طرف ديگر جانب سلطان محمّد را نيز مىخواستند داشته باشند و دودل بودند ، به همين خاطر عدّهاى به تسليم شدن رغبت داشتند و عدّهاى نيز از تسليم شدن خوددارى مىكردند و مىترسيدند .
( 2 ) - استيمان : امان طلبيدن ، پناهندگى .
( 3 ) - يعنى بعد از اينكه چنگيز خان با قبول نزل و هديه فرستادگان شهر نور را به افتخار ، مخصوص كرد . . .
( 4 ) - ما لا بدّ : آنچه از آن چارهاى نيست ، حد اقلّ امكانات .
( 5 ) - اغنام : گوسفندان .
( 6 ) - يعنى فرمان را پذيرفتند .
( 7 ) - تعلّق ساختن : چند جاى ديگر اين تاريخ نيز آمده و چنان كه از سياق عبارات برمىآيد به معنى تجاوز و تعدّى است ( رجوع كنيد به صفحه 176 ) .