مىپرسيده « 1 » . در اداى جواب مراسم تعظيمى كه بر گويندگان در حضرت پادشاهان واجب است تقديم نمىرفته « 2 » . از غضب تيرى گشاد دادست كه جواب تمامت تيرها كه در آن مدّت انداخته ، شدست :
بپيچيد و زان پس يكى آه كرد * ز نيك و بد انديشه كوتاه كرد
و چون زخم بر مقتل آمد ، ازين خاكدان ناپايدار به دار القرار انتقال كرد و از وحشت ما من الموت خلاص و لا عنه مناص « 3 » بازرست :
جهانا شگفتا ز كردار تست * شكسته هم از تو هم از تو درست
ذكر استخلاص ماوراءالنهر بر سبيل اجمال
ماوراءالنهر مشتمل بر بلاد و بقاع « 4 » و نواحى و رباع « 5 » است ؛ امّا چون خلاصهء « 6 » آن مساكن و زبدهء آن اماكن ، بخارا و سمرقندست و در كتاب معجم البلدان به اسناد حذيفة بن اليمان مروى است : « قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم ستفتح مدينة بخراسان خلف نهر يقال له جيحون تسمّى بخارا محفوفة بالرّحمة محفوفة بالملائكة منصور اهلها النّائم [ فيها ] على الفراش كالشّاهر فى سبيل اللّه بسيفه و خلفها مدينة يقال لها سمرقند فيها عين من عيون الجنّة و قبر من قبور الأنبياء و روضة من رياض الجنّة تحشر موتاها يوم القيامة مع الشّهداء و من خلفها تربة يقال لها قطوان يبعث منها سبعون الف شهيد يشفع كلّ شهيد فى سبعين من اهل بيته و عشيرته « 7 » . » به خصوصيّت « 8 » ، شرح وقايع اين هر دو اثبات خواهد افتاد . و صحّت اين حديث ازين وجه درست مىشود كه امور عالم نسبى
هامش
( 1 ) - يعنى قدقان از او مىپرسيده .
( 2 ) - تقديم نمىرفته : انجام نمىگرفته .
( 3 ) - ما . . . از مرگ رهايى و مفرّى نيست .
( 4 ) - بقاع : سرزمينها ، جمع بقعه .
( 5 ) - رباع : منزلها ، جايها ، جمع ربع .
( 6 ) - خلاصه : برگزيده .
( 7 ) - ستفتح . . . به زودى شهرى در خراسان پشت نهرى كه به آن « جيحون » گويند فتح شود به نام بخارا كه پوشيده به رحمت [ خدا ] و ملائكه است و اهل آن يارى شدهاند . خوابيده بر زمين [ در آن شهر ] مانند كسى است كه به جنگجويى در راه خدا معروف است ( خوابشان نيز در حكم جهاد است ) . و پشت آن شهر شهرى است كه بدان سمرقند گويند و در آن چشمهاى است از چشمههاى بهشت و قبرى است از قبور پيامبران و باغى است از باغهاى بهشت . مردگانش روز قيامت با شهدا محشور مىشوند و از پس آن شهر خاك مقدسى ( تربتى ) قرار دارد كه به آن « قطوان » گفته مىشود و از آن هفتاد هزار شهيد برانگيخته خواهد شد كه هر شهيدى هفتاد نفر از اهل بيت و عشيرهء خود را شفاعت كند .
( 8 ) - به خصوصيت : به طور اختصاصى و جداگانه .