تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
اقدام نمىنمودند و ياران او نيز درجهء شهادت يافتند و سلاح نماند . بعد از آن كنيزكان از ديوار سراى خشت به دو مىدادند . چون خشت نماند گرد بر گرد او فروگرفتند . و بعد ما كه « 1 » بسيار حيلتها و حملتها كرد و فراوان مرد بينداخت در دام اسر « 2 » آوردند و محكم بربست « 3 » و بندهاى گران برنهاد . و حصار و باره را با ره كوى يكسان كردند و از آنجا بازگشتند . و آنچ از شمشير بازپس مانده بودند « 4 » از رعايا و ارباب حرف بعضى را به حشر « 5 » بردند و قومى را جهت حرفت و صناعت . و در آن وقت چون چنگيزخان از بخارا با سمرقند آمده بود متوجّه سمرقند شدند و غاير را در كوك‌سراى كأس فنا چشانيدند و لباس بقا « 6 » پوشانيد :
چنين است كردار چرخ بلند * به دستى كلاه و به دستى كمند

ذكر توجّه الش ايدى به جند و استخلاص آن حدود

چون فرمان جهان‌مطاع « 7 » ، شاه جهانگشاى - چنگز خان - بر آن جملت صادر بود كه او آن جوانب را از دست عداة « 8 » مسلّم كند « 9 » ؛ و از قبل « 10 » هر پسرى و خويشى امرا در خدمت او به موافقت برفتند ، چنانك از قبل او نيز به جوانب امرا و لشكر نامزد بود « 11 » ؛ ماه . . . « 12 » آن عزيمت به نفاذ پيوست و با جنگجويانى چون قضا كه هيچ حيله‌اى مانع آن نتواند بود و مانند اجل كه هيچ سلاحى دافع آن نشود مسارعت نمود . اوّل چون به قصبهء سقناق كه بر كنار جيحون خجندست نزديك رسيد در مقدّمه حسن حاجى را كه به اسم بازرگانى از قديم باز به خدمت شاه جهانگشاى پيوسته بود و در زمرهء حشم او « 13 » منتظم گشته به رسالت بفرستاد تا اهالى را بعد از اداى رسالت به حكم معرفت و قرابت نصيحتى كند و به ايلى خواند تا جان و مال ايشان به سلامت بماند . چون در سقناق رفت پيش از آنك از تبليغ رسالت با نصيحت آيد « 14 » ، شريران و اوباش و رنود
هامش
( 1 ) - بعد ما كه : بعد از آنكه . ( 2 ) - اسر : اسير كردن . ( 3 ) - يعنى بربستند . ( 4 ) - يعنى آنچه زنده مانده بودند . ( 5 ) - حشر : چريك ، سپاه نامنظّم . ( 6 ) - لباس بقا : كنايه از زندگى ابدى . ( 7 ) - جهان‌مطاع : كسى كه جهان از او اطاعت مىكند . ( 8 ) - عداة : دشمنان ، جمع عادى . ( 9 ) - مسلّم كند : آزاد كند . ( 10 ) - قبل : نزد . ( 11 ) - معنى جمله : از نزد هر پسر و خويشى اميرانى مأمور شدند و او را همراهى كردند همچنان‌كه از سوى او نيز اميران و لشكريان به اطراف فرستاده مىشد . ( 12 ) - در متن مرحوم قزوينى اين ماه معلوم نشده است . ( 13 ) - يعنى چنگيز . ( 14 ) - يعنى پيش از آنكه موفق به رساندن پيغام همراه با دلسوزى شود ( معنى اصلى « نصيحت » دلسوزى و